24 زبانم نیز تمامیِ روز عدالت تو را ذکر خواهد کرد. زیرا آنانی که برای ضرر من میکوشیدند، خجل و رسوا گردیدند.

حکایت باز شدن چشم بعد موت دریافت اینکه ای دل غافل فلانی راست میگفت. فلانی خیرخواه بود اونو بد دونستم.فلانی رو خوب دونستم.اون هیچی از من نمیخواست رنج من رنج اون بود. اونی که فکر میکردم دلسوز من دشمن من بود.زیرا هم حیات من. و هم مال من. و هم تمام انچه بود را گرفت و من گفتم آفرین به او و آن را بد دانستم.حال او کجاست. مثال. موت او هم مثلان رسید. روبرو شدن فلانی چرا اینجوری کردی.جواب. میخواستی عقلت رو بکار ببندی.اینجا سرای حقیقت هست و هر دونفر انها هیچ کمکی به هم نمیکنند.تازه خواستار مرگ آن خیرخواه خود هم بودی و برای مثلان فلانی روبرو شدن طول عمر میکردی حماقت تو را خریدم. تو هم زرنگی مرا و هر دو حال زیان کردیم زیرا مرگی که از آن فکر نمیکردیم رسید.

احترام به عقاید دیگران تا زمانی که رفتار انها در عقایدشان بهره وری از انسانهای دیگر نباشد درست هست گاهی دیدن این بهره وری مثل کنده شدن روح میشود سخت هست.زیرا دانش و خرد و دانایی را بکار بستن میتوان فهمید بهره وری که هیچ استعمار صد در صد هست.

قرار نیست غمها و دردها و مسائل سخت را همه کسی بداند از انسان.زیرا انسان برای انسانهای دیگر رنجنامه نمی نویسد.بلکه خود اگر در رنج یا شرایط سخت یا حالاتی که زندگی سخت ترین موقعیت ها را دارد در خود رنج خود را میگذارد حتی دیگران را شاد میکند یا رنج خود را به دیگران نمیدهد.زیرا توقع ندارد از مخلوق زیرا خالق هست که آرامش میدهد خالق هست که بخواهد میشود خالق هست که همه حکمت ها دست اوست پس در پی این نیست که بگوید من چه رنجی دارم. و قرار نیست تقسیم کند رنج های خود را با دیگران.مگر زنجیره دعا.پس آنهم شرایط خاص خود دارد.حال اصل حرف اینست .همه زنجیره انسانها زنجیره مادی نیست گاهی افرادی حق هستند افرادی حق هستند و معنوی پس نفس آنان حق هست. خواه در مراتب بالا شخص نیاز به گفتن به او ندارد زیرا بین ارتباط خدا هست. خدا در میزان خود به آن اشخاص و شخص و افراد قرار میدهد.چون از خالق به مخلوق ارتباط هست.منیت نیست. بلکه پل ارتباطی هست.پس این زنجیره هست.زنجیره انسانهای خوب.خواه در یک نقطه جغرافیایی گاه در دورترین نقطه آن با نقطه یک ارتباط به این میگویند زنجیره انسانی.
