بلاگ
بلاگ

بلاگ

/پیانو وسط جنگ /

/پیانو وسط جنگ /

تق تق ,سی لا سل فا می ر دو
افتاده افتاده دو ر می فا سل لا سی
پرچم پرچم لا سی دو ر می فا سل
پیانو وسط جنگ سی یک سی دو سی سی سی چهار سی پنج سی شش سی هفت سی هشت
شروع نت در جنگ خط انتهای نواختن سمفونی صلح فشنگ تق تق باروت خیس خورده
کمپوت فشنگ خالی کنسرو تن خوراک لوبیا با ماست دبه روغن نفت آتشبار آذوقه ی خالی
مانور نت در هم صدای شیپور بر هم نواختن پاکت نرسیده به سرجوخه خون
شلوار اتو کشیده خاکی چهل و چند جای خالی نمونه ی مد در انتهای جنگ تو خالی
سالن آمفی تئاتر وسط شهر تئاتر خیمه شب بازی عروسک گردان چوبین
آدمک وسط بالا و پایین شدن نخ سوزن در کوک عروسک ماموت های قرن بمب زده
خستگی زمین مربع از متساوی از سیم خاردار خاک گرفته دوخته در دید ورای شب
پیانیستی مینوازد چهار انگشت آخر دوندگی روی کلیدهای ضرب آهنگ
و تماشاچیان جنگ و صلح در ورودی صندلی آخر
حسام الدین شفیعیان

درون و برون

طاووسی را کرکسی بدید گفت چو زیبا تویی

چو زیبایی تو پر رنگین تویی

چو هر پر تو یادگار  گر بیفتد بماند بهر آدمی

کرکس نه پر نه زیبایی از او  ولی طاووس چه زیبا هست بر کرکس که گفت

زمن چون پر زیبا  داد خدا زتو هم حیات داد تا چون بپری

که چون آفرینش بیهوده نیست مثالی زصحبت کردند این به دو

که کرکس هیچ چیز زبیهوده نیست زخلقت همه بهر کاری کنند

چو کرکس شدی چو طاووس چو گنجشک یا بلبل  همی هر خلقتی دارد نشان از همان

که در آن چو خلقت توجه کنی در آن چو زیبا چه پر رنگین یا نه زآن

در آنچه تو هستی  همان مثال چه زیبا چه  در خود به زشتی تو یادی کنی

درونت چو زیبا کنی تو صورت نه سیرتی زیبا کنی

که این نقش و نگار اگر هست مرا چون توجه ولیکن خطر هست بر آن در پرم

پرم را  خدا و جانم را خدا حفظ کند اگر غرور در پی زیبایی رود 

به بادی همین پر چو کنده شوی نماند چو طاووسو کرکس نه هر کسی که غرور زبر درون پر کنی

حسام الدین شفیعیان

/چراغی روشن/

/چراغی روشن/

گاهی بر مضرب دو ضرب میشوم
تقسیم معادلات جبر میشوم
گاهی حداکثر اختیار میشوم
تعامل چند فصل از کوپه های قطار میشوم
بین دو پل در تکامل تعامل میشوم
سکوت جبر و اختیار را تعاون از تعاونی نمره چند میشوم
برای سمفونی زندگان مردگان میشوم
شکوهی در فصل بهاران پائیزی برگ ریز میشوم
برایم شمع روشن میکنی من فانوسی در دل شب میشوم
مثال طلوع فانوسی در بر خود تابش جهان درون از برون تقسیم بر ده میشوم
حسام الدین شفیعیان

/واژه واژه .کلمه کلمه/

/واژه واژه .کلمه کلمه/

در به در درون در درگاه در درون در از درگاه در کنج در گنجایش در
واژه واژه .کلمه کلمه.جمله جمله سطر سطر قطره قطره باران دریا
موج موج رود رود دریا دریا ساحل ساحل قاره قاره اقیانوس اقیانوس
زمین زمان زمانه زمین زمانه تاریخ زمانه درون تاریخ درون زمانه
پرگار خط کش رادیکال پشت تقسیم معادلات ضرب بر خود
فارسی کهن فارسی میانه و نو لهجه زبان کردی.لری.ترکی.آذری لهجه مازنی
سیاه و سفید اروپایی آسیایی آفریقایی همه انسانهای زمین
شلام و هلو و بونجو و مرحبا و کنی چیوا و ناماسته و سلام جهان
شعری که میزند آهنگ برای جهان جایی در بر دل شعری برای جهان
حسام الدین شفیعیان

/خط اعتدال وسط خط شعر/

/خط اعتدال وسط خط شعر/

نه تسلسل مدار میگردم
نه سمبولیسم خواه فقط مینگرم
نه سفسطه وار دور فلسفه چالش بر انگیزم
نه از آن سمت فلسفه میفتم نه از این سمت آن
چند اپیزود بهم ریخته در شعر حل شده در تفکر برون قرنی بیست و یک
نه خورده بورژوایم نه اسیر دست نوستالوژی شدهمیان تمام نوستالوژی هایم خط اعتدالست
درون فقر خورده ی تاریخ میگردم خورده خورده میخورند بورژواهای گاز زده از تاریخ
شریان جاری از پمپاژ قلب بر تکامل خون بر مغز مداد
مداد از درون فکر جوهره ی کمال
رگهای باز حیات و روح از زندگی
جسم از ماده و روح از زندگی
چرخش پیش برنده روح از جسم سنگین یا سبک
صدای ممتد سوت قطاری سمت زندگی
حسام الدین شفیعیان