بند ۱) فرمان نیک، چیزی است که بهترین آورندهٔ سهم ارزشمند برای کسی است که آرزوی تشخیص روشن(؟) آنرا دارد. پیشکش شیر در همین لحظه، خود بین آسمان و زمین از طریق نظم کیهانی و توسط کردارهای ما در حال رفتن است، ای مزدا. آن نیکترین کردار/ فرمان ما را، من هم اکنون در حال ایجاد آن نیکترین کردار/ فرمان ما هستم.

بند ۴) قدرت *خلاق با کمیت درست کجاست؟ کجا فرد در پی رحمت خواهد ایستاد؟ نظم کیهانی که سرنوشت را خواهد آورد، کجاست؟ فروتنی زندگیبخش کجاست؟ نیکترین پندار کجاست؟ تو با فرمان خود کجا خواهی آمد(؟)، ای مزدا؟
![]()
بند ۱۳) او، یعنی کسی که یکبار(؟) زرتشت سْپیتَمَه را با سخاوتمندی در میان میراها مورد مرحمت قرار داد، که انسان/ قهرمان بر اساس الگوها بوده و آماده است تا توسط سرود من/ وی شناخته شود. بنابر این، برای وی، مزدا اهوره وجود فعلی را برقرار میسازد، برای وی او رمهاش را به حساب پندار نیک وی به پیش میبرد. حال ما او را به عنوان همراه نیک نظم کیهانی میدانیم.
