


پنجره را بازمیکنی و میسراید دلتنگی از فصل رویشی نو.بر پرچین خیال انگیز زندگی.پیچک مهربانی میپیچاند بر درخت ریشه از شور مهربانی.و میزداید غمها را در باور زمین.سایه ساری از گلچین سرودن زندگی در فصلی نو و برای تو میماند قصه های زمین در سراشیبی از حرفهایت.قلم بر پیکره خشک زمین جانی تازه میگیرد بر سلول های تراوش مغزی.قلب آهنگ تپیدن نو میگیرد و زمین سرد میشود از گرمای تابشی از کلمات بر ذهن انسان واژه میشود در سطر سطر دلش از شوریدگی های شور انگیز گفتن ها.پنجره را که باز میکنی.زمین حرفی نو دارد و کلمات واژه ای از سرودن.در کجای زندگی حروف را میچینی.زندگی خود حرف هائیست از سرودن برای کلماتی از گفتن ها.و واژه ها جملگانی از دلتنگی زمین میشود بر تاریخ گذشتن از عصر زندگی آجری.و قلم حرف میشود.و جمله بارش رویشی از کلمات.


1-مغازه پر از غازه! 2-تموم فیش ها ماهی ندارد! 3-صابون عطر ندارد که کله عطر داشته باشد! 4-اساس همه اثاثیه ها بی اساس ریختن! 5-شلخته همونیه که پای تخته بی تخته! 6-اینقدر قد خودمونو ندونستیم کوتاه شدیم! 7-توی تمام کتابهای درسی جایت گذاشته ام! 8-صندلی که صندل بهش بخوره میشه بندک افتادن! 9-سینما باز بود که سیم قطع شد باز بود اما خالی شد! 10-رازی نبودم رازی اینقدر پی ریاضی راضی به زحمت بیفتی رازی! 11-چرخو فلک گردش میکنه آدمها نرمش وقتی چرخو فلک تاب میخوره!
کاریکلماتور نویس-حسام الدین شفیعیان

1-سوت میزد اما صدایش پر از بی صدایی بود.
2-کارت پستال ها هم پست میشوند.
3-روی زمین جای کمی نبود اما زمین گران شد.
1-تمام سکه های قدیمی یک روی سکه نیستند.
2-روزنامه هم باطل بشود سبزی خوره پیدا میکند.
3-توی سالن خالی سطل که می افتد صدا ی بیشتری دارد.
1-شطرنج هم کیش داره اسب داره فیل داره !
2-برفک تلویزیون پر از صدایه اما دیدنی نیست!
3-ماه هلالش نیمرخه خودش یه سلفی کامله!
1-برج کج به منزل نمیرسه.
5-مسواکی که سخت بشه جای مرحم زخم میشه.
4-شهر یک کودک به اندازه یک جهان بزرگ هست.