
خونه مادربزرگه دیگه کرسی نداره
خونه مادربزرگه پنت هاوس عالی داره
کنار خونه اون کافی شاپ برقراره
تو خونشون مودم وایرلس داره
تو چت نگو بلایه عکس دندون مصنوعی داره
خونه مادربزرگه حجم بالایی داره
گیگاشو نگاه کنی دانلود آزاد داره
عیدا میره آنتالیا مهمونی خز شده چی سفر دور دنیا داره
آجیل نگو قهوه جوش داره دبل سینگل میزاره
عیدی جای هزاری تراول سبز میزاره
جای حوضش عوض شد جکوزی آبگرم داره
برا رفتن به جایی اتوبوس نگو تاکسی دربست داره
جای عکس بچه هاش رو یخچال سلفی عالی داره
خونه مادربزرگه دیگه صفا نداره
خونه مادربزرگه کلاس عالی داره
آخر شعرم شده حافظ میگه گمشده جای فال حافظ هایکو اصلان شیشو هشت میزاره
حسام الدین شفیعیان

کامبیز که فیلم هیچکاک دیده بود ,گفت منم باید هیچکاک بسازم.زد تلفنو به برق سوخت.بعد پاشد رفت خونه پرویز گفت میخوام فیلم بسازم دوبل هیچکاک بشه.پرویز گفت دیشب باباتو دیدم کامبیز که گفت نه میخوام بره اسکار بعد بره تیم ملی. گفت موضوع فیلمت چیه؟ گفت یه نفر میاد تو کافه بعد میره بیرون گفت جلل القدرت این چیه گفت معناگراست گفت معنیش چیه معنیش گفتم دیگه گفتم گفتی چی گفتی آهام معنیش اینه که کافه دیگه کافه نیست پس چیه هاهاها!!! خب معنیش سنگینه تو نمیفهمی بگو بفهمم تو نقش دربازکنی نقش سنگینیه درو باز میکنی من میام تو بعد میگی سلام من جواب نمیدم چرا جواب سلام واجبه خب معنایی هست چه معنایی داره معنیش اینه که فیلم صامته پس چرا من تو فیلمت سلام میکنم خب فقط سلام میکنی ولی کسی نمیشنوه چرا حجم فیلم بالاست اگه اینجوری بسازم میره جایزه ببر یک دندونو میبره چجوری اینکه اصلان تو فیلم کسی نباشه نظرت چیه فقط یه سالن کات تمام این بنظرم میره جایزه کشک طلایی رو درو میکنه آخه ایکیو فیلم باید ساختار داشته باشه پیرنگش چیه پی رنگش نباش.نقاشی ساختمونه چجوری نگاه کن دیالوگ نداره تازه سی و پنچ میلیمتری خیلی تمیز عالی راستی فیلم مغازه من اومدی گل بیار رو دیدی محشره موضوعش چیه میره تو مغازه بعد طرف میگه هی میگه درست حرف بزن میزنه تو گوشش بعد طرف میگه چرا زدی میگه چون خوردی بعد میگه گل بیار برام که طرف یدونه میزنه تو گوشش میگه چرا تو منو حالا میزنی میگه جهان دار مکافاته اینجا طرف میشکنه بار فیلم رو دوشش میفته پایین بعد طرف میگه بیا از امروز قالی هامونو دوباره بشوریم اینجا کارگردان فوت میکنه چرا میگن حجم دیالوگ سنگین بوده چند نفرم تو سالن سینما شورش کردن چرا ؟ فیلمش خیلی برانگیزاننده بوده شورش کردن زدن کل سینما رو با خاک یکسان کردن پول بلیطشونو پس گرفتن ولی من فیلم میخوام بسازم پول بلیطشونو پس نگیرن قراره از بازیگر معروفی توش استفاده کنم کی پسرخاله جد نویره نتیجه ندیده کلوخ اندازه جد در جد بروسلی اگه قبول کنه فیلمم میره سشوار بعد میره خشکشویی بعد میره اسکار نظرت چیه تو فیلم موسیقی کرگدن ها رو بزارم نه صامت باشه راستی بنظرم فیلمو ده دقیقه ای بسازم بقیشه نسازم نه نود دقیقه ای بساز اسم فیلمم بزار اینجا چراغی روشن کن اگه راست میگی نه اسمشو میزارم کاستو بیار ماست بگیر راستی فیلم درباره قلقلی رو دیدی نه ندیدم باید تو فیلم یک نفر گم بشه همه بگردن پیداش کنن نه این دیگه تکراری شده یکی رو بزار همه نگردن پیداش کنن مثلان یک سایه بعد همونجا تموم بشه فیلم چرا مفهومش سنگینه نه میخوام فیلمم نسخه اصلی باشه مثلان پشه ها شب ها کجا میرن بعد فیلم از اونجا شروع میشه که کوکب وارد میشه میگه بابا پشه بند رو باز کن زمستونه باباشم بگه تابستونم شد پشه ها رفتن اما دلنگیز رفت اینجا چون عاشقانه هست فروش فیلم میکشه بالا چون دلنگیز خیلی تاثیر داره بعد بابا بگه چنگیز بیا باباتو کشتن چنگیزم بیاد باباشو نجات بده از دست کیا؟ هر کی مثلان دارو دسته ی پرویز خلاصه اونم بگه دلنگیز همه گریه کنن بگن روح انگیز شد فیلم راستی اقتباسی هم میکنم از عشق سالهای پنیر بنظرم این فیلم جواب میده بفرست هفت تیکه تیکش کنن بره هفت سلاخی میشه بنظرم محتوای فیلم رو درست در نظر بگیر مثلان بوم صدا نیاد وسط اتاق بگه حالتون چطوره یا بنظرم تو فیلم سال 45 یدفه 206 کنار خیابون نیاد اینارو در نظر بگیری از سلاخی میاد تیکه تیکه میشه اما اگه دیالوگ ها درست باشه تپیک سازی هم عالی بعدش سناریو فوق العاده طراحی صحنه عالی دوربین درست بگیره.خلاصه آستانه وسطو پایانه هم خوب باشه میاد رو نیم تیکه خلاصه اگه باز بازیگرا هم عالی همه چی درست میشه بدک نبود هیچکاک بسازی برو بالاتر همه چی درست عالی بشه رفتی فینال کار سخته ها آره بابا سینما کلی دیالوگ حفظ کنی خوب اجرا کنی خیلی داستان داره بنظرم دوبلور نمیخواد چرا خود بازیگر باید بتونه دیگه نه خب دوبلورم صداش خوب باشه یک عالی میشه دو خیلی خوب سه متوسط بنظرم مردی با بیژامه گمشده رو بساز موضوع فیلم این باشه که یک نفر وسط فیلم نقش اینو داشته باشه که بگه کجایی دقیقن کجایی بعد اون بگه تیتراژ نه این فیلما محتوا نداره الان فیلم باید بسازی که رو اسکار رو ماله بکشه نظرم برو فیلمای آنتونی باقالی رو نگاه کن فیلم میسازه در حد خیلی عالی مثلان کاکتوس ها نانوایی آجر اسم فیلم میشکنه شاخیه اسمش موضوع فیلم چیه کاکتوس آجر نان نیست آخرش چی میشه آخرش قشنگه میگه کاکتوس که رو آجر بزاری نون در نمیاد همه اینجا هنگ کردن چجوری میگن دارن فضانوردان رو این مسئله کار میکنن که از فضا این فیلم رو دیدن از غذا و از بدون غذا این فیلم کپی فیلم منو مورچه خوار شما همه اقتباس شده مورچه خوار میگ میگ رو دادن به فوتبالیست آخرش شده مورچه خوار بدون فوتبالیست یعنی در این حد دلار رو فیلم تاثیر گذاشته الان دلار مزنه آجر چنده ولا رو قیمت ارز که نه فرض میگیرم دلاری اونقد فیلم نکاتیو و صندلی خالی حالا سالنو اجاره و اینها میشه تقریبن فیلم ساخت فرستاد فضا اونجا جایزه مریخ رو ببره نه کلیشه ایه فیلم باید رو زمین باشه دیگه الان دوره زمینی ساختنه فیلم باید یجوری باشه که زمینی ها لذت ببرن خب اونجوری باید دویست سال واستی چرا زمین الان فیلم زیاد داره تو باید فیل بسازی آپلو هوا کنی تا فیلمت بگیره جای فیلم فرش آبی رو حالا فرش قرمز بیخیال چرا قرمزته نه مسئله رو ورزشی سیاسی نکن قرمز یا آبی مهم بنفشه! چرا همینجوری حالا اگه سرخابی شد چی مهم اینه که تو فیلمی بسازی که بره اکران بعد بره تیم ملی خلاصه اگه خواستی فیلم بسازی اینارو در نظر بگیر اینجور که تو گفتی من میرم کشکمو میسابم چرا آخرش میشه غذا خب هنر اینه دیگه عشق میخواد والا میشه بازار پوست فروشان محله چند آباد نمیشه بابا هزینه بازیگر حساب کن غذا و خلاصه الان آجر مزنش چنده بیخیال آجر الان آهن رو آهن بزاری میشه ساختمون چی میگی بابا من فکر کردم میشه برج نه الان سر نهایتش بتونی قلک بسازی توش ده تومنی بندازی بیخیال من رفتم برو خب من چکار کنم کجا میری همونجا که آهو لونه داره های بله کجا دقیقن آهو چیه الان گربه ها هم صنفی شدن چجوری غذا بریزی نمیان دیگه چرا میگن این چیه ریختی یارو یک قطره روغن ریخته تو غذا گربه میگه میو میو نمیاد اصلان خب برا کلسترول گربه مفیده تازه گربه ها الان دیگه دسته جمعی میرن اردو کجا هر جایی که ساندویچ خور زیاد باشه بیخیال گربه الان آجر مزنش چنده راستی رفتی سلام برسون به کی آنتوان هیچکاک چی آنتوان؟ من به اسم شناسنامش میشناسم بچه ها میگن اسمش آنتوان بوده تغییر داده شده قلی نه اون هیچکاک نیست اون پرویز بوده نه جون شما رفتی به پشه ها سلام برسون من رفتمممممممممممممم
---
طنزنویس-حسام الدین شفیعیان

قلی که فهمیده بود تو روستاشون مسابقه گذاشتند.رفت ثبت نام کرد.همه با بنر قلی تو دیگه کی هستی برنده ی بی شک توی این مسابقه تو هستی.با عکس قلی و کد خدا و عکس قلی و مشتی و چند عکس دیگه تقریبا بنر دو متری با تمام عکسهای یادگاری زده بودند و سط میدان روستا.قلی زد وسط جمع گفت جمعش کنید.گفتند چرا گفت بنر من باید اینجوری باشه آگهی ترحیمه.کد خدا فوت کرده. مشتی فوت کرده. رفقا همه فوت کردند. فقط اون وسطی زنده هست اونم تو حالت بین فوت و حیاته.گفتند مهم نفس کاره. گفت هر نفسی چشنده مرگ هست.گفتند مهم اصالت تو هست. گفت مهم بجا بودنت هست کجا بودنت نیست. فهمیدن قلی تحت تاثیر ه گفتند قلی تو ستاره دار شدی.گفت من رو میخواد بندازید تو قلک.گفتند نه اونقدر ولی حرفات خیلی کلاس داره. گفت اتفاقا کلاس مهم نیست مهم نیست کلاس چندی مهم اینه کلاس قبلی مردود شدی یا نه.که فهمیدند قلی رفته دانشگاه تحقیق کردند دیدند بله از نهضت فارغ التحصیل شده.گفتند قلی تو از وقتی نهضت رو تموم کردی نهضت تازه ای گذاشتی. گفت بله من اصلان خیلی فرق کردم نگاه کنید من یدفه آرم میتیکمان در آورد همه شوکه شدند نشستند احترام گذاشتند.گفت من خود میتیکمانم.گفتند وای وای تو قبل اینکه بیای نفهمیدیم کی بودی حالا فهمیدیم تو میتیکمانی.گفتند میتیکمان چه آوردی برای ما.گفت. تو ای قلی زاده و تو ای قلی نزاده شما دو نفر به خاطر دستکاری در بنر مسابقه و اسم منو تغییر به قوقولی دادن و تو ای دستیار اون تو بنر دستکاری کردی و ته پسوند اسم منو به قوقولی گوگولی دو کار زشت کردید. دو نمره ازتون کم میشه.حالا اما شما اهالی قلی آباد.میخواهید من در این مسابقه ی سخیف و نحیف که نمیخوام اسمشو بیارم.منحوس ملوس میکی موس.کاکل زری و ناسوس و جیرفنت شرکت کنم. گفتند پس ما رقیب از کجا بیاریم گفت از تو لپ لپ.
خلاصه سمت عصر بود نماینده ی کل اصناف قلی آباد و مدیر کل صنایع نداشته ی قلی آباد و مدیر منابع طبیعی چند درخت و دو درخت کنده شده اومدند.و برای مساعدت با طرح قلی بیا تو مسابقه با قلی در این مرحله گفتمان کردند که نتیجه شد قلی با این مشارکت عظیم در مسابقه با بازوبنده نوشته شده قلی اهل مباحثه و گفتمان هست شرکت کرد.و در این مسابقه با زدن تو گوش رییس منابع طبیعی روستا به دور نهایی رسید. و با لگد به مدیر کل صنایع اخراج شد چون هر چی نداشته هست با ارزشتره.
و در نتیجه بعد این مسابقه قلی با کاندید شدن به عنوان مدیر صنایع نداشته انتخاب شد.و اختیارات مدیر این بود که نداشته هارو جمع کنه و تبدیل به داشته ها کنه. قلی تو این راه پیر شد و الان نزدیک 50 ساله دنبال صنایع میگرده.و تونسته یک پلویر بافت پشمکی و یک کیف گل گلی به صنایع اضافه کنه. و حاصل تمام تلاش قلی این بوده که اهالی محل با این صنایع توانستند به سازمان ملل ثابت کنند که اسم روستای مارو سر در ملل بزنن که بنی آدم اگر آدم شوند چون قلی در راه روستا شود آباد گردد هر چه روستا. که به واسطه وزن شعر سازمان ملل ریخت.
و الان نشریه تایمز و هیشوگل مونده تو گل که چجوری این شعر اینقدر معنی داره.که ملل نتونسته درک کنه. و قراره بره مریخ برسی شه و برنده جایزه ی اسکار میخ طلایی و هر چی از بیخ طلایی بشه.
خلاصه قصه نکته خیلی معنایی و بار زیاد حجم مفهومی داره. و نتیجه اخلاقی قصه اینه که درسته صنایع نیست در جایی اما ترکیب هر چی نیست میشه هست. خلاصه نتیجه اخلاقی رو با معیار سنجش شرکت کنندگان سنجیدند فهمیدند که نود درصد شرکت کنندگان در این نظر سنجی حدود نود و دو درصد خود قلی بودند.که رای دادند به این انتخاب قلی.و نتیجه غیر اخلاقی اون اینه که عاقبت سنجش همون عاقبت رنجش هست.
تازه هر چی که مال توست واسه ماست واسه ماست هست یک کاسه ماست. و نتایج زیاده منتها نتیجه اصل این امر اینه که درسته صنایع ندارم اما نظر سنجی که دارم. وسط میدان بنر ندارم اما آگهی ترحیم که دارم. و اصلان چرا باغچه ما بیل نداشت.و خیلی عمیقتر اون مسئله اصلی فراموش نشه هر کی به گل دست بزنه شاپره چجوری نیشش بزنه.بالا اومدیم پایین بود پایین اومدیم کجا بود قصه ی ما تموم شد بالا اومدیم دوغ بود پایین اومدیم ماست بود بالا اومدیم بوق بود پایین اومدیم دوغ بود خلاصه هر چی بود همین بود.
طنزنویس-حسام الدین شفیعیان
مستقیم
کجا میری؟
هانریش بلبل پشت فالو برگر کوچه خالو برگر
میشه بیست هزار دویست و دوازده تومن
چرا اینقدر گرون!
برای اینکه اونجا خیلی دوره
خب شما تا سی متری شفتالو برگر ببرید بقیشو پیاده میرم؟
دوازده تومنش کم میشه میشه بیست هزار و بدون دوازده تومن
اهک مگه سرگردنه هست؟
نه اینجا چهارراه هست؟
اه تا حالا از این منظر نگاه نکرده بودم به این موضوع مهم؟
بله سرگردنه وایستی بیست تومنم اضافه میاد روش
خب پس همون چهارراه هست مگه اینجا
بله دیگه چهارراه هست اینجا
اه مای حتی گاد ماینیمیز چغندر
خوشبختم از آشنائیتون زبانتون عالیه کجا تف فال گرفتید
تف دادم تاف گرفتم
اه شت شاتاب
چه عالی شما آلیمانی هم بلتی
بله بنده یه دوره فشرده تو مرکز آفرینش های زبان ام پی تری در عرض نیم ساعت بودم
منم بودم شمارو ندیدم
اون موقع شما تو جنین کبوتر شنا قورباغه کار میکردی
مقسی بکوب نون تو هاونگ
اه شما فرانسوی هم بلتی
بله بنده با پوآرو تو فیلم خانم مار پله بازی میکردم نقش اون یارو بود از مغازه خرید میکرد موسیو پوآرو اومد تو من وایستاده بودم بعد رفتم بیرون دیگه نبودم
اه بیبی آستالا واستالا
بله بنده سه دوره برنده سوار تاکسی شدم بدون کرایه با مشت خرس بنفش از جایزه بگل نشستگان جزیره کارائیب رو گرفتم
پس شما خیلی خیلی خیلی بودید
بله بنده از اول نبودم اما کم کم بودم
وای چقدر عالی پرتقالی
نه آناناسی
تو روراستی اما مسیرت رودروایستی
اینقدر وایستی که زیر پات وایفا سبز قهوه ای بشه با نارنجی آبی سوسنی
ولی رستم گفت اگه بری دیگه دوست نداره
دیگه دوستم نداری
نه دیگه تو یه راننده بی انضباطی
نمره انضباطم چنده
زیر صفر یکم
اه چقدر زیاد
راستی بخوام برم کوچه چالی چایی از کجا باید برم
همینو میری دیگه نمیری برمیگردی بعد سمت چپ نوشته تنبلی کار زشته بالاترش نوشته موفقیت در راه هست بالاترش نوشته مشکلات شکلات چه کسی پنیرمو تک خوری کرد بر میگردی میبینی همونجایی که اونجایی
چقدر آدرسش سر راسته
نه اونقدر یکمی کجه منتها تو کرجه نوشته زیرش فرجه فلکه پشتش غلطه میدون برگردی کلکه
فای فا اه حتی گیگابایت اضافه
نه دیگه اومدی نسازی هر گیگ میگ میگ
در اصل همه مسافرا اگه مثل تو بودن من الان باید با گاری نمک میبردم تو باری نسازی با زندگی نمیشه ترانه عالی تو چی میشه
میگم نکنه تو رو تو سراهی مولوی بعد شوش راه آهن دیدم
بله بنده اونجا بودم خیلی وقت سال قبل از میلاد خودم
منم اونجا بودم نقش رهگذر داشتم هر چی میگذشتم نمیگذشت
من این کارا رو کار ندارم میخوای بری چهارره هانریش بیش بل
نه دیگه الان متحول شدم میرم خونمون
مگه قبلش کجا میخواستی بری
میخواستم برم خونمون
چقدر فلسفی بود
بله سقراط بقراطو افلاطونو حتی نیچه هم همینو گفتن
نپیچون من رفتم بگو کرایه زیاد میگیری چرا تعارف میکنی شاهنامه میخونی
آخه مشکل از کرایه ها نیست که باز دیدی پیاز گرون شده کشیدی روش
نه داشی پیاز چیه مای بیبی
همه چی مثل سیم رابط بهم وصله
نرخنامه هم رعایت میشه
چجوری رعایت میشه بی انضباط
میدونی من الان متحول شدم دیگه فقط رایگان با هر چی خودتون دوست دارید کرایه بدید میبرم
احسنت تو شدی انضباطت نه و پنجاه هفت صدم
ده بده قبول شم برم کنکور بعد برم تیم ملی
نه دیگه مشروطی ستاره دار شدی تو قبلان ماه داشتی قبلش مریخ الان ستاره داری برو حالشو ببر اما اصراف نکن
ستارم کجا بودی من دمپایی هم ندارم
آفرین تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
توهم فانتزی تو کتم نمیره
توهم جالیزی کن تو کف کتت میره
برداشت کی هست
یمن بده ماش تو آش بعد بریز سرجاش هم بزن دو لیوان آب تا برسه جاش
آش ماش به همین خیال باش
من تاکسیمو میفروشم جاش میرم فضا نورد میشم
نه مزنه بنزین فضانوردی نمی صرفه
برو تو صف کشف استعداد های پنهان ناناسو
نانو تکنولوژی رو میگی
همو که تو میگی
ولی من اصلان دوس ندارم برم فضا
زمین بهتره میچرخه میلرزه میپره فقط کم مونده برقصه
خب اینها نکته های عالی بود گفتی مهم اینه که 150 میلیون سال دایناسورها رقصیدن
حالا نوبت ماست
پس کی منقرض میشیم
وقت گل نی
نه جون داشی کی منقرض میشیم راحت شیم
نگاه کن الان منقرض شدیم منتها تو وقت اضافه هستیم همینجور پیش بریم میریم تیم ملی
خب دست من نیست تو الساوادور جلوی خورشید نشسته بودم. بذر میکاشتم
اه تو چه هستی
نه من پ هستم
نگاه کن ماه رو
الان شب شده
فردا که خورشید زد سر کرایه توافق میرسیم
اصلان غصه نخور
برو مدرست دیر نشه
وای مدرسم باز دیر شد
بای بای
نای نای
از کنار بری قاطی آدما نشی
تو هم از کنار برو قلم سوسک کشیدن
باشه
تو هم از کنار برو رنگی نشی
بپا سنگی نشی
باشه برو
نباشه میرم
خدافظ چه پ
خدافظ پ ن پ

سهراب با مامانش و جمعی از خانواده رفته بود خواستگاری.
که دو طرفین گفتند بروند با هم صحبت کنند ببینند تفاهم دارند.
سهراب و گلچهره
سلام.سلام.
شما به چه غذایی علاقه داری آقا سهراب
زرشک پلو با زالو
وای چقدر حال بهم خوری.
شما به چی علاقه داری غذا
ته چین مرغ با زرشک و چند شاخه گل کنار ظرف
وای چقدر رمانتیک
اقا سهراب اتومبیل مورد علاقه شما چیه
اتوبوس واحد له شدن خفگی مردن و حتی بدتر نتوانی سوار شوی.
وای چقدر سادیسمی هستید.
من به بینوه با رنگ صورتی با نور داخل ماشین بنفش
آقا سهراب شما به چه شهری برای مسافرت علاقه داری که بری اونجا
جزیره آدمخوارا وسط بشینی رییس قبیله بیاد و نظر آخرشو بگه.
وای اینکه فیلم ترسناکه.
من به حنا دختری در مزرعه علاقه دارم.
شما به چه کتابی علاقه داری
خون آشام با دوستان
وای چقدر شما تفاهم با من نداری
من فیلم سیندرلا اگه ساخته بشه یا فیلم رمانتیک علاقه دارم
شما به چه آبمیوه ای علاقه دارید
میوه له شده وسطش کرم شب تاب. تهش زالو. اواسطش آلو
من شیر توت فرنگی با گلهای بابونه تزئینی در دشت سبز با گلهای زیبا
شما برای آیندتون چه برنامه ای دارید
من برنامم اینه زن که گرفتم هر کی شد برش دارم پیاده با هم بریم جنگل های آمازون و از اونجا با هواپیما بریم قطب شمال یخ بزنیم بعد بریم از وسط دریا رد بشیم بعد سوار کشتی بشیم. بعد غرق بشیم. بعد خوراک کوسه بشیم.
شما حال بهم خوری هستید شما جای زن گرفتن باید بری دراکولارو بگیری خوشبختم میشید میدونی چرا چون با هم تفاهم زیاد دارید.
وای مامان وای مامی این رو با جارو خاک انداز بنداز بیرون چندشه.
اه ننه اه ننه بریم این دختره انگار از تو کارتون آنشرلی حنا و حتی سیندرلا بیرون اومده چه افاده داره همش رمانتیکه.
بریم پسرم قدر تو رو نمیدونه تو باید با یه همفکر خودت ازدواج کنی
خانم پسرتون رو ببرید با گودزیلا ازدواج کنه.تفاهم نامه بنویسن. با هم خیلی تفاهم میکنن. من پسرتون رو دوست ندارم.
وای وای چه نازها بشین ترشی بنداز سرکه هم بریز خداحافظ خانم ما پسرمونو از تو راه نیاوردیم.
شما از تو لپ لپ اوردید از کنار بره قاطی آدما نشه.
طنزنویس-حسام الدین شفیعیان