بلاگ
بلاگ

بلاگ

سورة الروم

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الم (1)

رومیان مغلوب شدند! (2)

(و این شکست) در سرزمین نزدیکی رخ داد; اما آنان پس از (این) مغلوبیت بزودی غلبه خواهند کرد... (3)

در چند سال همه کارها از آن خداست; چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزی); و در آن روز، مؤمنان (بخاطر پیروزی دیگری) خوشحال خواهند شد... (4)

به سبب یاری خداوند; و او هر کس را بخواهد یاری می‏دهد; و او صاحب قدرت و رحیم است! (5)

این وعده‏ای است که خدا کرده; و خداوند هرگز از وعده‏اش تخلف نمی‏کند; ولی بیشتر مردم نمی‏دانند! (6)

آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‏دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند! (7)

آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق و برای زمان معینی نیافریده است؟! ولی بسیاری از مردم (رستاخیز و) لقای پروردگارشان را منکرند! (8)

آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را (برای زراعت و آبادی)بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به‏سراغشان آمدند (اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند); خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم می‏کردند! (9)

سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند! (10)

خداوند آفرینش را آغاز می‏کند، سپس آن را بازمی‏گرداند، سپس شما را بسوی او باز می‏گردانند! (11)

آن روز که قیامت برپا می‏شود، مجرمان در نومیدی و غم و اندوه فرو می‏روند! (12)

و برای آنان شفیعانی از معبودانشان نخواهد بود، و نسبت به معبودهایی که آنها را همتای خدا قرار داده بودند کافر می‏شوند! (13)

آن روز که قیامت برپا می‏گردد، (مردم) از هم جدا می‏شوند; (14)

اما آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود. (15)

و اما آنان که به آیات ما و لقای آخرت کافر شدند، در عذاب الهی احضار می‏شوند. (16)

منزه است خداوند به هنگامی که شام می‏کنید و صبح می‏کنید; (17)

و حمد و ستایش مخصوص اوست در آسمان و زمین، و به هنگام عصر و هنگامی که ظهر می‏کنید. (18)

او زنده را از مرده بیرون می‏آورد، و مرده رااز زنده، و زمین را پس از مردنش حیات می‏بخشد، و به همین گونه روز قیامت (از گورها) بیرون آورده می‏شوید! (19)

از نشانه‏های او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بناگاه انسانهایی شدید و در روی زمین گسترش یافتید! (20)

و از نشانه‏های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد; در این نشانه‏هایی است برای گروهی که تفکر می‏کنند! (21)

و از آیات او آفرینش آسمانها و زمین، و تفاوت زبانها و رنگهای شماست; در این نشانه‏هایی است برای عالمان! (22)

و از نشانه‏های او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهره‏گیری از فضل پروردگار (و تامین معاش); در این امور نشانه‏هایی است برای آنان که گوش شنوا دارند! (23)

و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان می‏دهد که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبی فرو می‏فرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده می‏کند; در این نشانه‏هایی است برای جمعیتی که می‏اندیشند! (24)

و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست; سپس هنگامی که شما را (در قیامت) از زمین فراخواند، ناگهان همه خارج می‏شوید (و در صحنه محشر حضور می‏یابید)! (25)

و از آن اوست تمام کسانی که در آسمانها و زمین‏اند و همگی در برابر او خاضع و مطیع‏اند! (26)

او کسی است که آفرینش را آغاز می‏کند، سپس آن را بازمی‏گرداند، و این کار برای او آسانتر می‏باشد; و برای اوست توصیف برتر در آسمانها و زمین; و اوست توانمند و حکیم! (27)

خداوند مثالی از خودتان، برای شما زده است: آیا (اگر مملوک و برده‏ای داشته باشید)، این برده‏های شما هرگز در روزیهایی که به شما داده‏ایم شریک شما می‏باشند; آنچنان که هر دو مساوی بوده و از تصرف مستقل و بدون اجازه آنان بیم داشته باشید، آن گونه که در مورد شرکای آزاد خود بیم دارید؟! اینچنین آیات خود را برای کسانی که تعقل می‏کنند شرح می‏دهیم. (28)

ولی ظالمان بدون علم و آگاهی، از هوی و هوسهای خود پیروی کردند! پس چه کسی می‏تواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدایت کند؟! و برای آنها هیچ یاوری نخواهد بود! (29)

پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده; دگرگونی در آفرینش الهی نیست; این است آیین استوار; ولی اکثر مردم نمی‏دانند! (30)

این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‏کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (31)

از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (32)

هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‏خوانند و توبه‏کنان بسوی او بازمی‏گردند; اما همین که رحمتی از خودش به آنان بچشاند، بناگاه گروهی از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک می‏شوند. (33)

(بگذار) نعمتهایی را که ما به آنها داده‏ایم کفران کنند! و (از نعمتهای زودگذر دنیا هر چه می‏توانید) بهره گیرید; اما بزودی خواهید دانست (که نتیجه کفران و کامجوییهای بی حساب شما چه بوده است)! (34)

آیا ما دلیل محکمی بر آنان فرستادیم که از شرکشان سخن می‏گوید (و آن را موجه می‏شمارد)؟ ! (35)

و هنگامی که رحمتی به مردم بچشانیم، از آن خوشحال می‏شوند; و هرگاه رنج و مصیبتی بخاطر اعمالی که انجام داده‏اند به آنان رسد، ناگهان مایوس می‏شوند! (36)

آیا ندیدند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می‏سازد؟!در این نشانه‏هایی است برای گروهی که ایمان می‏آورند. (37)

پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه‏ماندگان را ادا کن! این برای آنها که رضای خدا را می‏طلبند بهتر است، و چنین کسانی رستگارانند. (38)

آنچه بعنوان ربا می‏پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت; و آنچه را بعنوان زکات می‏پردازید و تنها رضای خدا را می‏طلبید (مایه برکت است; و) کسانی که چنین می‏کنند دارای پاداش مضاعفند. (39)

خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد می‏میراند، سپس زنده می‏کند; آیا هیچ یک از همتایانی که برای خدا قرار داده‏اید چیزی از این کارها را می‏توانند انجام دهند؟! او منزه و برتر است از آنچه همتای او قرار می‏دهند. (40)

فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده‏اند آشکار شده است; خدا می‏خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوی حق)بازگردند! (41)

بگو: «در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند! (42)

روی خود را بسوی آیین مستقیم و پایدار بدار، پیش از آنکه روزی فرا رسد که هیچ کس نمی‏تواند آن را از خدا بازگرداند; در آن روز مردم به گروه‏هایی تقسیم می‏شوند: (43)

هر کس کافر شود، کفرش بر زیان خود اوست; و آنها که کار شایسته انجام دهند، به سود خودشان آماده می‏سازند. (44)

این برای آن است که خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، از فضلش پاداش دهد; او کافران را دوست نمی‏دارد! (45)

و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را بعنوان بشارتگرانی می‏فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سیراب کند) و کشتیها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید; شاید شکرگزاری کنید. (46)

و پیش از تو پیامبرانی را بسوی قومشان فرستادیم; آنها با دلایل روشن به سراغ قوم خود رفتند، ولی (هنگامی که اندرزها سودی نداد) از مجرمان انتقام گرفتیم (و مؤمنان را یاری کردیم); و یاری مؤمنان، همواره حقی است بر عهده ما! (47)

خداوند همان کسی است که بادها را می‏فرستد تا ابرهایی را به حرکت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد می‏گستراند و متراکم می‏سازد; در این هنگام دانه‏های باران را می‏بینی که از لا به لای آن خارج می‏شود،هنگامی که این (باران حیاتبخش) را به هر کس از بندگانش که بخواهد می‏رساند، ناگهان خوشحال می‏شوند... (48)

و قطعا پیش از آنکه بر آنان نازل شود مایوس بودند! (49)

به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می‏کند; چنین کسی (که زمین مرده را زنده کرد) زنده‏کننده مردگان (در قیامت) است; و او بر همه چیز تواناست! (50)

و اگر ما بادی بفرستیم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببینند، (مایوس شده و) پس از آن راه کفران پیش می‏گیرند! (51)

تو نمی‏توانی صدای خود را به گوش مردگان برسانی، و نه سخنت را به گوش کران هنگامی که روی برگردانند و دور شوند! (52)

و (نیز) نمی‏توانی نابینایان را از گمراهیشان هدایت کنی; تو تنها سخنت را به گوش کسانی می‏رسانی که ایمان به آیات ما می‏آورند و در برابر حق تسلیمند! (53)

خدا همان کسی است که شما را آفرید در حالی که ضعیف بودید; سپس بعد از ناتوانی ، قوت بخشید و باز بعد از قوت، ضعف و پیری قرار داد; او هر چه بخواهد می‏آفریند، و دانا و تواناست. (54)

و روزی که قیامت برپا شود، مجرمان سوگند یاد می‏کنند که جز ساعتی (در عالم برزخ) درنگ نکردند! اینچنین از درک حقیقت بازگردانده می‏شوند. (55)

ولی کسانی که علم و ایمان به آنان داده شده می‏گویند: «شما بفرمان خدا تا روز قیامت (در عالم برزخ) درنگ کردید، و اکنون روز رستاخیز است، اما شما نمی‏دانستید!» (56)

آن روز عذرخواهی ظالمان سودی به حالشان ندارد، و توبه آنان پذیرفته نمی‏شود. (57)

ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم; و اگر آیه‏ای برای آنان بیاوری، کافران می‏گویند: «شما اهل باطلید (و اینها سحر و جادو است)!» (58)

این گونه خداوند بر دلهای آنان که آگاهی ندارند مهر می‏نهد! (59)

اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است; و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه خود منحرف نکنند)! (60)

سورة الشعراء

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

طسم (1)

این آیات کتاب روشنگر است. (2)

گویی می‏خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی‏آورند! (3)

اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‏ای نازل می‏کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد! (4)

و هیچ ذکر تازه‏ای از سوی خداوند مهربان برای آنها نمی‏آید مگر اینکه از آن روی‏گردان می‏شوند! (5)

آنان تکذیب کردند; اما بزودی اخبار (کیفر) آنچه را استهزا می‏کردند به آنان می‏رسد! (6)

آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟! (7)

در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا); ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‏اند! (8)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (9)

(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو... (10)

قوم فرعون، آیا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمی‏کنند؟! (11)

(موسی) عرض کرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند، (12)

و سینه‏ام تنگ شود، و زبانم بقدر کافی گویا نیست; (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری کند)! (13)

و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهی دارند; می‏ترسم مرا بکشند (و این رسالت به پایان نرسد)! (14)

فرمود: «چنین نیست، (آنان کاری نمی‏توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید; ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‏شنویم! (15)

به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم; (16)

بنی اسرائیل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند); (17)

(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟! (18)

و سرانجام، آن کارت را (که نمی‏بایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!» (19)

(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‏خبران بودم! (20)

پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم; و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد! (21)

آیا این منتی است که تو بر من می‏گذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته‏ای؟!» (22)

فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!» (23)

(موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!». (24)

(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‏شنوید (این مرد چه می‏گوید)؟!» (25)

(موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!» (26)

(فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلما دیوانه است!» (27)

(موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‏باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‏گرفتید!» (28)

(فرعون خشمگین شد و) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!» (29)

(موسی) گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (باز ایمان نمی‏آوری)؟!» (30)

گفت: «اگر راست می‏گویی آن را بیاور!» (31)

در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد; (32)

و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود. (33)

(فرعون) به گروهی که اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهری است! (34)

او می‏خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند! شما چه نظر می‏دهید؟» (35)

گفتند: «او و برادرش را مهلت ده; و ماموران را برای بسیج به تمام شهرها اعزام کن، (36)

تا هر ساحر ماهر و دانایی را نزد تو آورند!» (37)

سرانجام ساحران برای وعده‏گاه روز معینی جمع‏آوری شدند. (38)

و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع می‏کنید... (39)

تا اگر ساحران پیروز شوند، از آنان پیروی کنیم؟!» (40)

هنگامی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداش مهمی خواهیم داشت؟» (41)

گفت: «(آری،) و در آن صورت شما از مقربان خواهید بود!» (42)

(روز موعود فرا رسید و همگی جمع شدند;) موسی به ساحران گفت: «آنچه را می‏خواهید بیفکنید، بیفکنید!» (43)

آنها طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون، ما قطعا پیروزیم!» (44)

سپس موسی عصایش را افکند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید! (45)

فورا همه ساحران به سجده افتادند. (46)

گفتند: «ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم، (47)

پروردگار موسی و هارون!» (48)

(فرعون) گفت: «آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلما او بزرگ و استاد شماست که به شما سحرآموخته (و این یک توطئه است)! اما بزودی خواهید دانست! دستها و پاهای شما را بعکس یکدیگر قطع می‏کنم، و همه شما را به دار می‏آویزم!» (49)

گفتند: «مهم نیست، (هر کاری از دستت ساخته است بکن)! ما بسوی پروردگارمان بازمی‏گردیم! (50)

ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما نخستین ایمان‏آورندگان بودیم!; س‏ذللّه (51)

و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را (از مصر) کوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید! س‏ذللّه (52)

فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) ماموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد، (53)

(و گفت:) اینها مسلما گروهی اندکند; (54)

و اینها ما را به خشم آورده‏اند; (55)

و ما همگی آماده پیکاریم!» (56)

(سرانجام فرعونیان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمه‏ها بیرون راندیم، (57)

و از گنجها و قصرهای مجلل! (58)

(آری،) اینچنین کردیم! و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم! (59)

آنان به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند. (60)

هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!» (61)

(موسی) گفت: «چنین نیست! یقینا پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!» (62)

و بدنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن!» (عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود! (63)

و در آنجا دیگران ( لشکر فرعون) را نیز (به دریا) نزدیک ساختیم! (64)

و موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم! (65)

سپس دیگران را غرق کردیم! (66)

در این جریان، نشانه روشنی است ولی بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا که طالب حق نبودند) (67)

و پروردگارت شکست‏ناپذیر و مهربان است! (68)

و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان، (69)

هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را می‏پرستید؟!» (70)

گفتند: «بتهایی را می‏پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.» (71)

گفت: «آیا هنگامی که آنها را می‏خوانید صدای شما را می‏شنوند؟! (72)

یا سود و زیانی به شما می‏رسانند؟!» (73)

گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‏کنند.» (74)

گفت: «آیا دیدید (این) چیزهایی را که پیوسته پرستش می‏کردید... (75)

شما و پدران پیشین شما، (76)

همه آنها دشمن من هستند (و من دشمن آنها)، مگر پروردگار عالمیان! (77)

همان کسی که مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم می‏کند، (78)

و کسی که مرا غذا می‏دهد و سیراب می‏نماید، (79)

و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا می‏دهد، (80)

و کسی که مرا می‏میراند و سپس زنده می‏کند، (81)

و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد! (82)

پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن! (83)

و برای من در میان امتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده! (84)

و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان! (85)

و پدرم ( عمویم) را بیامرز، که او از گمراهان بود! (86)

و در آن روز که مردم برانگیخته می‏شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! (87)

در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‏بخشد، (88)

مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (89)

(در آن روز،) بهشت برای پرهیزکاران نزدیک می‏شود، (90)

و دوزخ برای گمراهان آشکار می‏گردد، (91)

و به آنان گفته می‏شود: «کجا هستند معبودانی که آنها را پرستش می‏کردید... (92)

معبودهایی غیر از خدا؟! آیا آنها شمارا یاری می‏کنند، یا کسی به یاری آنها می‏آید؟!» (93)

در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افکنده می‏شوند; (94)

و همچنین همگی لشکریان ابلیس! (95)

آنها در آنجا در حالی که به مخاصمه برخاسته‏اند می‏گویند: (96)

«به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم، (97)

چون شما را با پروردگار عالمیان برابر می‏شمردیم! (98)

اما کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد! (99)

(افسوس که امروز) شفاعت‏کنندگانی برای ما وجود ندارد، (100)

و نه دوست گرم و پرمحبتی! (101)

ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!» (102)

در این ماجرا، نشانه (و عبرتی) است; ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (103)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (104)

قوم نوح رسولان را تکذیب کردند، (105)

هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (106)

مسلما من برای شما پیامبری امین هستم! (107)

تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (108)

من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمی‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (109)

پس، تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!» (110)

گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بی‏ارزش از تو پیروی کرده‏اند؟!» (111)

(نوح) گفت: «من چه می‏دانم آنها چه کاری داشته‏اند! (112)

حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما می‏فهمیدید! (113)

و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم کرد. (114)

من تنها انذارکننده‏ای آشکارم.» (115)

گفتند: «ای نوح! اگر (از حرفهایت) دست برنداری، سنگباران خواهی شد!» (116)

گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند! (117)

اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن; و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!» (118)

ما، او و کسانی را که با او بودند، در آن کشتی که پر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهایی بخشیدیم! (119)

سپس بقیه را غرق کردیم! (120)

در این ماجرا نشانه روشنی است; اما بیشتر آنان مؤمن نبودند. (121)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است. (122)

قوم عاد (نیز) رسولان (خدا) را تکذیب کردند، (123)

هنگامی که برادرشان هود گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (124)

مسلما من برای شما پیامبری امین هستم. (125)

پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (126)

من در برابر این دعوت، هیچ اجر و پاداشی از شما نمی‏طلبم; اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است. (127)

آیا شما بر هر مکان مرتفعی نشانه‏ای از روی هوا و هوس می‏سازید؟! (128)

و قصرها و قلعه‏های زیبا و محکم بنا می‏کنید شاید در دنیا جاودانه بمانید؟! (129)

و هنگامی که کسی را مجازات می‏کنید همچون جباران کیفر می‏دهید! (130)

پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (131)

و از (نافرمانی) خدایی بپرهیزید که شما را به نعمتهایی که می‏دانید امداد کرده; (132)

شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده; (133)

همچنین به باغها و چشمه‏ها! (134)

(اگر کفران کنید،) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‏ترسم!» (135)

آنها ( قوم عاد) گفتند: «برای ما تفاوت نمی‏کند، چه ما را انذار کنی یا نکنی; (بیهوده خود را خسته مکن)! (136)

این همان روش (و افسانه‏های) پیشینیان است! (137)

و ما هرگز مجازات نخواهیم شد!» (138)

آنان هود را تکذیب کردند، ما هم نابودشان کردیم; و در این، آیت‏و نشانه‏ای است (برای آگاهان) ; ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (139)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (140)

قوم ثمود رسولان (خدا) را تکذیب کردند، (141)

هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (142)

من برای شما پیامبری امین هستم! (143)

پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (144)

من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (145)

آیا شما تصور می‏کنید همیشه در نهایت امنیت در نعمتهایی که اینجاست می‏مانید، (146)

در این باغها و چشمه‏ها، (147)

در این زراعتها و نخلهایی که میوه‏هایش شیرین و رسیده است؟! (148)

و از کوه‏ها خانه‏هایی می‏تراشید، و در آن به عیش و نوش می‏پردازید! (149)

پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید! (150)

و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! (151)

همانها که در زمین فساد می‏کنند و اصلاح نمی‏کنند!» (152)

گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‏ای!) (153)

تو فقط بشری همچون مائی; اگر راست می‏گویی آیت و نشانه‏ای بیاور!» (154)

گفت: «این ناقه‏ای است (که آیت الهی است) برای او سهمی (از آب قریه)، و برای شما سهم روز معینی است! (155)

کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!» (156)

سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی‏» کردند; (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند! (157)

و عذاب الهی آنان را فرا گرفت; در این، آیت و نشانه‏ای است; ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (158)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (159)

قوم لوط فرستادگان (خدا) را تکذیب کردند، (160)

هنگامی که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (161)

من برای شما پیامبری امین هستم! (162)

پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (163)

من در برابر این دعوت، اجری از شما نمی‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است! (164)

آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور می‏روید (و همجنس بازی می‏کنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟!) (165)

و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‏کنید؟! (حقا) شما قوم تجاوزگری هستید!» (166)

گفتند: «ای لوط! اگر (از این سخنان) دست برنداری، به یقین از اخراج شدگان خواهی بود!» (167)

گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم! (168)

پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام می‏دهند رهایی بخش!» (169)

ما او و تمامی خاندانش را نجات دادیم، (170)

جز پیرزنی که در میان بازماندگان بود! (171)

سپس دیگران را هلاک کردیم! (172)

و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم; چه باران بدی بود باران انذارشدگان! (173)

در این (ماجرای قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتی است; اما بیشترشان مؤمن نبودند. (174)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (175)

اصحاب ایکه ( شهری نزدیک مدین) رسولان (خدا) را تکذیب کردند، (176)

هنگامی که شعیب به آنها گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (177)

مسلما من برای شما پیامبری امین هستم! (178)

پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (179)

من در برابر این دعوت، پاداشی از شما نمی‏طلبم; اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (180)

حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشی نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید! (181)

و با ترازوی صحیح وزن کنید! (182)

و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید! (183)

و از (نافرمانی) کسی که شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید!» (184)

آنها گفتند: «تو فقط از افسون‏شدگانی! (185)

تو بشری همچون مائی، تنها گمانی که درباره تو داریم این است که از دروغگویانی! (186)

اگر راست می‏گویی، سنگهایی از آسمان بر سر ما بباران!» (187)

(شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالی که شما انجام می‏دهید داناتر است!» (188)

سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‏خیز) آنها را فراگرفت; یقینا آن عذاب روز بزرگی بود! (189)

در این ماجرا، آیت و نشانه‏ای است; ولی بیشتر آنها مؤمن نبودند. (190)

و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (191)

مسلما این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است! (192)

روح الامین آن را نازل کرده است... (193)

بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشی! (194)

آن را به زبان عربی آشکار (نازل کرد)! (195)

و توصیف آن در کتابهای پیشینیان نیز آمده است! (196)

آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل بخوبی از آن آگاهند؟! (197)

هرگاه ما آن را بر بعضی از عجم ( غیر عرب)ها نازل می‏کردیم... (198)

و او آن را بر ایشان می‏خواند، به آن ایمان نمی‏آورند! (199)

(آری،) این گونه (با بیانی رسا) قرآن را در دلهای مجرمان وارد می‏کنیم! (200)

(اما) به آن ایمان نمی‏آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند! (201)

ناگهان به سراغشان می‏آید، در حالی که توجه ندارند! (202)

و (در آن هنگام) می‏گویند: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟!» (203)

آیا برای عذاب ما عجله می‏کنند؟! (204)

به ما خبر ده، اگر (باز هم) سالیانی آنها را از این زندگی بهره‏مند سازیم... (205)

سپس عذابی که به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید... (206)

این تمتع و بهره‏گیری از دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت! (207)

ما هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه انذارکنندگانی (از پیامبران الهی) داشتند. (208)

تا متذکر شوند; و ما هرگز ستمکار نبودیم! (که بدون اتمام حجت مجازات کنیم) (209)

شیاطین و جنیان (هرگز) این آیات را نازل نکردند! (210)

و برای آنها سزاوار نیست; و قدرت ندارند! (211)

آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) برکنارند! (212)

(ای پیامبر!) هیچ معبودی را با خداوند مخوان، که از معذبین خواهی بود! (213)

و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن! (214)

و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند بگستر! (215)

اگر تو را نافرمانی کنند بگو: «من از آنچه شما انجام می‏دهید بیزارم!» (216)

و بر خداوند عزیز و رحیم توکل کن! (217)

همان کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمی‏خیزی می‏بیند; (218)

و (نیز) حرکت تو را در میان سجده‏کنندگان! (219)

اوست خدای شنوا و دانا. (220)

آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‏شوند؟! (221)

آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می‏گردند; (222)

آنچه را می‏شنوند (به دیگران) القا می‏کنند; و بیشترشان دروغگو هستند! (223)

(پیامبر اسلام شاعر نیست;) شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‏کنند. (224)

آیا نمی‏بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟ (225)

و سخنانی می‏گویند که (به آنها) عمل نمی‏کنند؟! (226)

مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‏دهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع می‏شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمی‏خیزند (و از شعر در این راه کمک می‏گیرند); آنها که ستم کردند به زودی می‏دانند که بازگشتشان به کجاست! (227)

سورة العنکبوت

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

الم (1)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم‏»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟! (2)

ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم (و اینها را نیز امتحان می‏کنیم); باید علم خدا درباره کسانی که راست می‏گویند و کسانی که دروغ می‏گویند تحقق یابد! (3)

آیا کسانی که اعمال بد انجام می‏دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می‏کنند! (4)

کسی که امید به لقاء الله (و رستاخیز) دارد (باید در اطاعت فرمان او بکوشد!) زیرا سرآمدی را که خدا تعیین کرده فرامی‏رسد; و او شنوا و داناست! (5)

کسی که جهاد و تلاش کند، برای خود جهاد می‏کند; چرا که خداوند از همه جهانیان بی نیاز است. (6)

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می‏پوشانیم (و می‏بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی که انجام می‏دادند پاداش می‏دهیم. (7)

ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، و اگر آن دو (مشرک باشند و) تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن! بازگشت شما به سوی من است، و شما را از آنچه انجام می‏دادید با خبر خواهم ساخت! (8)

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنها را در زمره صالحان وارد خواهیم کرد! (9)

و از مردم کسانی هستند که می‏گویند: «به خدا ایمان آورده‏ایم!» اما هنگامی که در راه خدا شکنجه و آزار می‏بینند، آزار مردم را همچون عذاب الهی می‏شمارند (و از آن سخت وحشت می‏کنند); ولی هنگامی که پیروزی از سوی پروردگارت (برای شما) بیاید، می‏گویند: «ما هم با شما بودیم (و در این پیروزی شریکیم)»!! آیا خداوند به آنچه در سینه‏های جهانیان است آگاه‏تر نیست؟! (10)

مسلما خداوند مؤمنان را می‏شناسد، و به یقین منافقان را (نیز) می‏شناسد. (11)

و کافران به مؤمنان گفتند: «شما از راه ما پیروی کنید، (و اگر گناهی دارد) ما گناهانتان را بر عهده خواهیم گرفت!» آنان هرگز چیزی از گناهان اینها را بر دوش نخواهند گرفت; آنان به یقین دروغگو هستند! (12)

آنها بار سنگین (گناهان) خویش را بر دوش می‏کشند، و (همچنین) بارهای سنگین دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خود; و روز قیامت به یقین از تهمتهائی که می‏بستند سؤال خواهند شد! (13)

و ما نوح را بسوی قومش فرستادیم; و او را در میان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ کرد; اما سرانجام طوفان و سیلاب آنان را فراگرفت در حالی که ظالم بودند. (14)

ما او و سرنشینان کشتی را رهایی بخشیدیم، و آن را آیتی برای جهانیان قرار دادیم! (15)

ما ابراهیم را (نیز) فرستادیم، هنگامی که به قومش گفت: «خدا را پرستش کنید و از (عذاب) او بپرهیزید که این برای شما بهتر است اگر بدانید! (16)

شما غیر از خدا فقط بتهایی (از سنگ و چوب) را می‏پرستید و دروغی به هم می‏بافید; آنهایی را که غیر از خدا پرستش می‏کنید، مالک هیچ رزقی برای شما نیستند; روزی را تنها نزد خدا بطلبید و او را پرستش کنید و شکر او را بجا آورید که بسوی او بازگشت داده می‏شوید! (17)

اگر شما (مرا) تکذیب کنید (جای تعجب نیست)، امتهایی پیش از شما نیز (پیامبرانشان را) تکذیب کردند; وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست‏». (18)

آیا آنان ندیدند چگونه خداوند آفرینش را آغاز می‏کند، سپس بازمی‏گرداند؟! این کار برای خدا آسان است! (19)

بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند (به همین‏گونه) جهان آخرت را ایجاد می‏کند; یقینا خدا بر هر چیز توانا است! (20)

هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) مجازات می‏کند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرارمی‏دهد; و شما را به سوی او بازمی‏گردانند. (21)

شما هرگز نمی‏توانید بر اراده خدا چیره شوید و از حوزه قدرت او در زمین و آسمان بگریزید; و برای شما جز خدا، ولی و یاوری نیست!» (22)

کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از رحمت من مایوسند; و برای آنها عذاب دردناکی است! (23)

اما جواب قوم او ( ابراهیم) جز این نبود که گفتند: «او را بکشید یا بسوزانید!» ولی خداوند او را از آتش رهایی بخشید; در این ماجرا نشانه‏هایی است برای کسانی که ایمان می‏آورند. (24)

(ابراهیم) گفت: «شما غیر از خدا بتهایی برای خود انتخاب کرده‏اید که مایه دوستی و محبت میان شما در زندگی دنیا باشد; سپس روز قیامت از یکدیگر بیزاری می‏جویید و یکدیگر را لعن می‏کنید; و جایگاه (همه) شما آتش است و هیچ یار و یاوری برای شما نخواهد بود!» (25)

و لوط به او ( ابراهیم) ایمان آورد، و (ابراهیم) گفت: «من بسوی پروردگارم هجرت می‏کنم که او صاحب قدرت و حکیم است!» (26)

و (در اواخر عمر،) اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و نبوت و کتاب آسمانی را در دودمانش قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است! (27)

و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: «شما عمل بسیار زشتی انجام می‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! (28)

آیا شما به سراغ مردان می‏روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع می‏کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می‏دهید؟! «اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند:» اگر راست می‏گویی عذاب الهی را برای ما بیاور! (29)

(لوط) عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!» (30)

و هنگامی که فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) برای ابراهیم آوردند، گفتند: س‏خ‏للّهما اهل این شهر و آبادی را (و به شهرهای قوم لوط اشاره کردند) هلاک خواهیم کرد، چرا که اهل آن ستمگرند!» (31)

(ابراهیم) گفت: «در این آبادی لوط است!» گفتند: «ما به کسانی که در آن هستند آگاهتریم! او و خانواده‏اش را نجات می‏دهیم; جز همسرش که در میان قوم (گنهکار) باقی خواهد ماند.» (32)

هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنها بدحال و دلتنگ شد; گفتند:«نترس و غمگین مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهیم داد، جز همسرت که در میان قوم باقی می‏ماند. (33)

ما بر اهل این شهر و آبادی به خاطر گناهانشان، عذابی از آسمان فرو خواهیم ریخت!» (34)

و از این آبادی نشانه روشنی (و درس عبرتی) برای کسانی که می‏اندیشند باقی گذاردیم! (35)

و ما بسوی «مدین‏»، برادرشان «شعیب‏» را فرستادیم; گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، و به روز بازپسین امیدوار باشید، و در زمین فساد نکنید!» (36)

(ولی) آنها او را تکذیب کردند، و به این سبب زلزله آنان را فراگرفت، و بامدادان در خانه‏های خود به رو در افتاده و مرده بودند! (37)

ما طایفه «عاد» و «ثمود» را نیز (هلاک کردیم)، و مساکن (ویران شده) آنان برای شما آشکار است; شیطان اعمالشان را برای آنان آراسته بود، از این رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در حالی که بینا بودند. (38)

و «قارون‏» و «فرعون‏» و «هامان‏» را نیز هلاک کردیم; موسی با دلایل روشن به سراغشان آمد، اما آنان در زمین برتری جویی کردند، ولی نتوانستند بر خدا پیشی گیرند! (39)

ما هر یک از آنان را به گناهانشان گرفتیم، بر بعضی از آنها طوفانی از سنگریزه فرستادیم، و بعضی از آنان را صیحه آسمانی فروگرفت، و بعضی دیگر را در زمین فرو بردیم، و بعضی را غرق کردیم; خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، ولی آنها خودشان بر خود ستم می‏کردند! (40)

مثل کسانی که غیر از خدا را اولیای خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه‏ای برای خود انتخاب کرده; در حالی که سست‏ترین خانه‏های خانه عنکبوت است اگر می‏دانستند! (41)

خداوند آنچه را غیر از او می‏خوانند می‏داند، و او شکست‏ناپذیر و حکیم است. (42)

اینها مثالهایی است که ما برای مردم می‏زنیم، و جز دانایان آن را درک نمی‏کنند. (43)

خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفرید; و در این آیتی است برای مؤمنان. (44)

آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی‏دارد، و یاد خدا بزرگتر است; و خداوند می‏داند شما چه کارهایی انجام می‏دهید! (45)

با اهل کتاب جز به روشی که از همه نیکوتر است مجادله نکنید، مگر کسانی از آنان که ستم کردند; و (به آنها) بگویید: «ما به تمام آنچه از سوی خدا بر ما و شما نازل شده ایمان آورده‏ایم، و معبود ما و شما یکی است، و ما در برابراو تسلیم هستیم!» (46)

و این گونه، کتاب ( قرآن) را بر تو نازل کردیم، کسانی که کتاب (آسمانی)به آنها داده‏ایم به این کتاب ایمان می‏آورند; و بعضی از این گروه ( مشرکان) نیز به آن مؤمن می‏شوند; و آیات ما را جز کافران انکار نمی‏کنند. (47)

تو هرگز پیش از این کتابی نمی‏خواندی، و با دست خود چیزی نمی‏نوشتی، مبادا کسانی که در صدد (تکذیب و) ابطال سخنان تو هستند، شک و تردید کنند! (48)

ولی این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد; و آیات ما را جز ستمگران انکار نمی‏کنند! (49)

گفتند: «چرا معجزاتی از سوی پروردگارش بر او نازل نشده؟!» بگو: «معجزات همه نزد خداست (و به فرمان او نازل می‏شود، نه به میل من و شما); من تنها بیم دهنده‏ای آشکارم! (50)

آیا برای آنان کافی نیست که این کتاب را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت می‏شود؟! در این، رحمت و تذکری است برای کسانی که ایمان می‏آورند (و این معجزه بسیار واضحی است) . (51)

بگو: «همین بس که خدا میان من و شما گواه است; آنچه را در آسمانها و زمین است می‏داند; و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کافر شدند زیانکاران واقعی هستند! (52)

آنان با شتاب از تو عذاب را می‏طلبند; و اگر موعد مقرری تعیین نشده بود، عذاب (الهی) به سراغ آنان می‏آمد; و سرانجام این عذاب بطور ناگهانی بر آنها نازل می‏شود در حالی که نمی‏دانند (و غافلند). (53)

آنان با عجله از تو عذاب می‏طلبند، در حالی که جهنم به کافران احاطه دارد! (54)

آن روز که عذاب (الهی) آنها را از بالای سر و پایین پایشان فرامی‏گیرد و به آنها ید: «بچشید آنچه را عمل می‏کردید» (روز سخت و دردناکی برای آنهاست!) (55)

ای بندگان من که ایمان آورده‏اید! زمین من وسیع است، پس تنها مرا بپرستید (و در برابر فشارهای دشمنان تسلیم نشوید)! (56)

هر انسانی مرگ را می‏چشد، سپس شما را بسوی ما بازمی‏گردانند. (57)

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، آنان را در غرفه‏هایی از بهشت جای می‏دهیم که نهرها در زیر آن جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; چه خوب است پاداش عمل‏کنندگان! (58)

همانها که (در برابر مشکلات) صبر (و استقامت) کردند و بر پروردگارشان توکل می‏کنند. (59)

چه بسا جنبنده‏ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می‏دهد; و او شنوا و داناست. (60)

و هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده، و خورشید و ماه را مسخر کرده است؟» می‏گویند: «الله‏»! پس با این حال چگونه آنان را (از عبادت خدا) منحرف می‏سازند؟! (61)

خداوند روزی را برای هر کس از بندگانش بخواهد گسترده می‏کند، و برای هر کس بخواهد محدود می‏سازد; خداوند به همه چیز داناست! (62)

و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی از آسمان آبی فرستاد و بوسیله آن زمین را پس از مردنش زنده کرد؟ می‏گویند: «الله‏»! بگو: «حمد و ستایش مخصوص خداست!»اما بیشتر آنها نمی‏دانند. (63)

این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست; و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‏دانستند! (64)

هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص می‏خوانند (و غیر او را فراموش می‏کنند); اما هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک می‏شوند! (65)

(بگذار) آنچه را (از آیات) به آنها داده‏ایم انکار کنند و از لذات زودگذر زندگی بهره گیرند; اما بزودی خواهند فهمید! (66)

آیا ندیدند که ما حرم امنی (برای آنها) قرار دادیم در حالی که مردم را در اطراف آنان (در بیرون این حرم) می‏ربایند؟! آیا به باطل ایمان می‏آورند و نعمت خدا را کفران می‏کنند؟! (67)

چه کسی ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بسته یا حق را پس از آنکه به سراغش آمده تکذیب نماید؟! آیا جایگاه کافران در دوزخ نیست؟! (68)

و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعا به راه‏های خود، هدایتشان خواهیم کرد; و خداوند با نیکوکاران است. (69)

سورة نوح

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و گفتیم: «قوم خود را انذار کن پیش از آنکه عذاب دردناک به سراغشان آید!» (1)

گفت: «ای قوم! من برای شما بیم‏دهنده آشکاری هستم، (2)

که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید! (3)

اگر چنین کنید، خدا گناهانتان را می‏آمرزد و تا زمان معینی شما را عمر می‏دهد; زیرا هنگامی که اجل الهی فرا رسد، تاخیری نخواهد داشت اگر می‏دانستید!» (4)

(نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوی تو) دعوت کردم، (5)

اما دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنان نیفزود! (6)

و من هر زمان آنها را دعوت کردم که (ایمان بیاورند و) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند! (7)

سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم، (8)

سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) برای آنان بیان داشتم! (9)

به آنها گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است... (10)

تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد، (11)

و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغهای سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد! (12)

چرا شما برای خدا عظمت قائل نیستید؟! (13)

در حالی که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به انسان کامل رسیدید)! (14)

آیا نمی‏دانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است، (15)

و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟! (16)

و خداوند شما را همچون گیاهی از زمین رویانید، (17)

سپس شما را به همان زمین بازمی‏گرداند، و بار دیگر شما را خارج می‏سازد! (18)

و خداوند زمین را برای شما فرش گسترده‏ای قرار داد... (19)

تا از راههای وسیع و دره‏های آن بگذرید (و به هر جا می‏خواهید بروید)!» (20)

نوح (بعد از نومیدی از هدایت آنان) گفت: «پروردگارا! آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی نمودند که اموال و فرزندانشان چیزی جز زیانکاری بر آنها نیفزوده است! (21)

و (این رهبران گمراه) مکر عظیمی به کار بردند... (22)

و گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید (به خصوص) بتهای «ود»، «سواع‏»، «یغوث‏»، س‏خ‏للّهیعوق‏» و «نسر» را رها نکنید! (23)

و آنها گروه بسیاری را گمراه کردند! خداوندا، ظالمان را جز ضلالت میفزا!» (24)

(آری، سرانجام) همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند! (25)

نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! (26)

چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‏کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‏آورند! (27)

پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز; و ظالمان را جز هلاکت میفزا!» (28)

سورة المائدة

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید! چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است; مگر آنچه بر شما خوانده می‏شود (و استثنا خواهد شد). و به هنگام احرام، صید را حلال نشمرید! خداوند هر چه بخواهد (و مصلحت باشد) حکم می‏کند. (1)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شعائر و حدود الهی (و مراسم حج را محترم بشمرید! و مخالفت با آنها) را حلال ندانید! و نه ماه حرام را، و نه قربانیهای بی‏نشان و نشاندار را، و نه آنها را که به قصد خانه خدا برای به دست آوردن فضل پروردگار و خشنودی او می‏آیند! اما هنگامی که از احرام بیرون آمدید، صیدکردن برای شما مانعی ندارد. و خصومت با جمعیتی که شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حدیبیه) بازداشتند، نباید شما را وادار به تعدی و تجاوز کند! و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید! و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است! (2)

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‏شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‏شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‏شوند، (همه) بر شما حرام شده است; و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‏های تیر مخصوص بخت آزمایی; تمام این اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مایوس شدند; بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم; و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم- اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند;) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (3)

از تو سؤال می‏کنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده; (و نیز صید) حیوانات شکاری و سگهای آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‏اید، (بر شما حلال است;) پس، از آنچه این حیوانات برای شما (صید می‏کنند و) نگاه می‏دارند، بخورید; و نام خدا را (به هنگام فرستادن حیوان برای شکار،) بر آن ببرید; و از (معصیت) خدا بپرهیزید که خداوند سریع الحساب است!» (4)

امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده; و (همچنین) طعام اهل کتاب، برای شما حلال است; و طعام شما برای آنها حلال; و (نیز) آنان پاکدامن از مسلمانان، و آنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند; هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید; نه زناکار، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه می‏گردد; و در سرای دیگر، از زیانکاران خواهد بود. (5)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به نماز می‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگی پشت پا) مسح کنید! و اگر جنب باشید، خود را بشویید (و غسل کنید)! و اگر بیمار یا مسافر باشید، یا یکی از شما از محل پستی آمده ( قضای حاجت کرده)، یا با آنان تماس گرفته (و آمیزش جنسی کرده‏اید)، و آب (برای غسل یا وضو) نیابید، با خاک پاکی تیمم کنید! و از آن، بر صورت ( پیشانی) و دستها بکشید! خداوند نمی‏خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند; بلکه می‏خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید; شاید شکر او را بجا آورید! (6)

و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانی را که با تاکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: س‏خ‏للّهشنیدیم و اطاعت کردیم‏»! و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید که خدا، از آنچه درون سینه‏هاست، آگاه است! (7)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت،گواهی دهید! دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است! و از (معصیت) خدا بپرهیزید، که از آنچه انجام می‏دهید، با خبر است! (8)

خداوند، به آنها که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، وعده آمرزش و پاداش عظیمی داده است. (9)

و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، اهل دوزخند. (10)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید; آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند! (11)

خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت. و از آنها، دوازده نقیب ( سرپرست) برانگیختیم. و خداوند (به آنها) گفت: «من با شما هستم! اگر نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید ( در راه او، به نیازمندان کمک کنید)، گناهان شما را می‏پوشانم ( می بخشم); و شما را در باغهایی از بهشت، که نهرها از زیر درختانش جاری است، وارد می‏کنم. اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است. (12)

ولی بخاطر پیمان‏شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم; و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم; سخنان (خدا) را از موردش تحریف می‏کنند; و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش کردند; و هر زمان، از خیانتی (تازه) از آنها آگاه می‏شوی، مگر عده کمی از آنان; ولی از آنها درگذر و صرف‏نظر کن، که خداوند نیکوکاران را دوست می‏دارد! (13)

و از کسانی که ادعای نصرانیت (و یاری مسیح) داشتند (نیز) پیمان گرفتیم; ولی آنها قسمت مهمی را از آنچه به آنان تذکر داده شده بود فراموش کردند; از این رو در میان آنها، تا دامنه قیامت، عداوت و دشمنی افکندیم. و خداوند، (در قیامت) آنها را از آنچه انجام می‏دادند(و نتایج آن)، آگاه خواهد ساخت. (14)

ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‏کردید روشن می‏سازد، به سوی شما آمد; و از بسیاری از آن، (که فعلا افشای آن مصلحت نیست،) صرف نظر می‏نماید. (آری،) از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (15)

خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راه‏های سلامت، هدایت می‏کند; و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‏برد; و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‏نماید. (16)

آنها که گفتند: «خدا، همان مسیح بن مریم است‏»، بطور مسلم کافر شدند; بگو: «اگر خدا بخواهد مسیح بن مریم و مادرش و همه کسانی را که روی زمین هستند هلاک کند، چه کسی می‏تواند جلوگیری کند؟ (آری،) حکومت آسمانها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد از آن خداست; هر چه بخواهد، می‏آفریند; (حتی انسانی بدون پدر، مانند مسیح;) و او، بر هر چیزی تواناست.» (17)

یهود و نصاری گفتند: «ما، فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستیم.» بگو: «پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می‏کند؟! بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که آفریده; هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، می‏بخشد; و هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، مجازات می‏کند; و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، از آن اوست; و بازگشت همه موجودات، به سوی اوست.» (18)

ای اهل کتاب! رسول ما، پس از فاصله و فترتی میان پیامبران، به سوی شما آمد; در حالی که حقایق را برای شما بیان می‏کند; تا مبادا (روز قیامت) بگویید: «نه بشارت دهنده‏ای به سراغ ما آمد، و نه بیم دهنده‏ای‏»! (هم اکنون، پیامبر) بشارت‏دهنده و بیم‏دهنده، به سوی شما آمد! و خداوند بر همه چیز تواناست. (19)

(به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! نعمت خدا را بر خود متذکر شوید هنگامی که در میان شما، پیامبرانی قرار داد; (و زنجیر بندگی و اسارت فرعونی را شکست) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد; و به شما چیزهایی بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود! (20)

ای قوم! به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر داشته، وارد شوید! و به پشت سر خود بازنگردید (و عقب گرد نکنید) که زیانکار خواهید بود!» (21)

گفتند: «ای موسی! در آن (سرزمین)، جمعیتی (نیرومند و) ستمگرند; و ما هرگز وارد آن نمی‏شویم تا آنها از آن خارج شوند; اگر آنها از آن خارج شوند، ما وارد خواهیم شد!» (22)

(ولی) دو نفر از مردانی که از خدا می‏ترسیدند، و خداوند به آنها، نعمت (عقل و ایمان و شهامت) داده بود، گفتند: «شما وارد دروازه شهر آنان شوید! هنگامی که وارد شدید، پیروز خواهید شد. و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید!» (23)

(بنی اسرائیل) گفتند: «ای موسی! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهیم شد! تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همینجا نشسته‏ایم‏»! (24)

(موسی) گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیت گنهکار، جدایی بیفکن!» (25)

خداوند (به موسی) فرمود: «این سرزمین (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید); پیوسته در زمین (در این بیابان)، سرگردان خواهند بود; و در باره (سرنوشت) این جمعیت گنهکار، غمگین مباش!» (26)

و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند; اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد; (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!»(برادر دیگر) گفت: س‏خ‏للّه(من چه گناهی دارم؟ زیرا) خدا، تنها از پرهیزگاران می‏پذیرد! (27)

اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی‏گشایم، چون از پروردگار جهانیان می‏ترسم! (28)

من می‏خواهم تو با گناه من و خودت (از این عمل) بازگردی (و بار هر دو گناه را به دوش کشی); و از دوزخیان گردی. و همین است سزای ستمکاران! (29)

نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد; (سرانجام) او را کشت; و از زیانکاران شد. (30)

سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین، جستجو (و کندوکاو) می‏کرد; تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن کند. او گفت: «وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟!» و سرانجام (از ترس رسوایی، و بر اثر فشار وجدان، از کار خود) پشیمان شد. (31)

به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته; و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند. (32)

کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‏خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‏کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‏برند،) فقط این است که اعدام شوند; یا به دار آویخته گردند; یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود; و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست; و در آخرت، مجازات عظیمی دارند. (33)

مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند; پس بدانید (خدا توبه آنها را می‏پذیرد; ) خداوند آمرزنده و مهربان است. (34)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏ای برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید! (35)

بیقین کسانی که کافر شدند، اگر تمام آنچه روی زمین است و همانند آن، مال آنها باشد و همه آن را برای نجات از کیفر روز قیامت بدهند، از آنان پذیرفته نخواهد شد; و مجازات دردناکی خواهند داشت. (36)

پیوسته می‏خواهند از آتش خارج شوند، ولی نمی‏توانند از آن خارج گردند; و برای آنها مجازاتی پایدار است. (37)

دست مرد دزد و زن دزد را، به کیفر عملی که انجام داده‏اند، بعنوان یک مجازات الهی، قطع کنید! و خداوند توانا و حکیم است. (38)

اما آن کس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید، خداوند توبه او را می‏پذیرد; (و از این مجازات; معاف می‏شود، زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. (39)

آیا نمی‏دانی که حکومت و فرمانروائی آسمانها و زمین از آن خداست؟ هر کس را بخواهد (و مستحق بداند)، کیفر می‏کند; و هر کس را بخواهد و شایسته بداند، می‏بخشد; و خداوند بر هر چیزی قادر است. (40)

ای فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می‏کنند و با زبان می‏گویند: «ایمان آوردیم س‏ذللّه و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می‏دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند; آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‏اند; آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‏کنند، و (به یکدیگر) می‏گویند: «اگر این (که ما می‏خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دوری کنید!» (ولی) کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی‏درپی او) بخواهد مجازات‏کند، قادر به دفاع از او نیستی; آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند; در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد. (41)

آنها بسیار به سخنان تو گوش می‏دهند تا آن را تکذیب کنند; مال حرام فراوان می خورند; پس اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داوری کن، یا (اگر صلاح دانستی) آنها را به حال خود واگذار! و اگر از آنان صرف‏نظر کنی، به تو هیچ زیانی نمی‏رسانند; و اگر میان آنها داوری کنی، با عدالت داوری کن، که خدا عادلان را دوست دارد! (42)

چگونه تو را به داوری می‏طلبند؟! در حالی که تورات نزد ایشان است; و در آن، حکم خدا هست. (وانگهی) پس از داوری‏خواستن از حکم تو، (چرا) روی می گردانند؟! آنها مؤمن نیستند. (43)

ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود; و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‏کردند; و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‏نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند، کافرند. (44)

و بر آنها ( بنی اسرائیل) در آن ( تورات)، مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان می‏باشد; و هر زخمی، قصاص دارد; و اگر کسی آن را ببخشد (و از قصاص، صرف‏نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب می‏شود; و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است. (45)

و بدنبال آنها ( پیامبران پیشین)، عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت; و انجیل را به او دادیم که در آن، هدایت و نور بود; و (این کتاب آسمانی نیز) تورات را، که قبل از آن بود، تصدیق می‏کرد; و هدایت و موعظه‏ای برای پرهیزگاران بود. (46)

اهل انجیل ( پیروان مسیح) نیز باید به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند! و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‏کنند، فاسقند. (47)

و این کتاب ( قرآن) را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‏کند، و حافظ و نگاهبان آنهاست; پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن! و از احکام الهی، روی مگردان! ما برای هر کدام از شما، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم; و اگر خدا می‏خواست، همه شما را امت واحدی قرارمی‏داد; ولی خدا می‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید; (و استعدادهای مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوی خداست; سپس از آنچه در آن اختلاف می‏کردید; به شما خبر خواهد داد. (48)

و در میان آنها ( اهل کتاب)، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن! و از هوسهای آنان پیروی مکن! و از آنها برحذر باش، مبادا تو را از بعض احکامی که خدا بر تو نازل کرده، منحرف سازند! و اگر آنها (از حکم و داوری تو)، روی گردانند، بدان که خداوند می‏خواهد آنان را بخاطر پاره‏ای از گناهانشان مجازات کند; و بسیاری از مردم فاسقند. (49)

آیا آنها حکم جاهلیت را (از تو) می‏خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‏کند؟! (50)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! یهود و نصاری را ولی (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند; و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند; خداوند، جمعیت ستمکار را هدایت نمی‏کند (51)

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‏بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‏گیرند، و می‏گویند: «می‏ترسیم حادثه‏ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد; و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (52)

آنها که ایمان آورده‏اند می‏گویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تاکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آری،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند. (53)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‏رساند; خداوند جمعیتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند; آنها در راه خدا جهاد می‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‏دهد; و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست. (54)

سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند; همانها که نماز را برپا می‏دارند، و در حال رکوع، زکات می‏دهند. (55)

و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند; (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است. (56)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزاء و بازی می‏گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولی خود انتخاب نکنید1 و از خدا بپرهیزید اگر ایمان دارید! (57)

آنها هنگامی که (اذان می‏گویید، و مردم را) به نماز فرا می‏خوانید، آن را به مسخره و بازی می‏گیرند; این بخاطر آن است که آنها جمعی نابخردند. (58)

بگو: «ای اهل کتاب! آیا به ما خرده می‏گیرید؟ (مگر ما چه کرده‏ایم) جز اینکه به خداوند یگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پیش از این نازل گردیده، ایمان آورده‏ایم. و این، بخاطر آن است که بیشتر شما، از راه حق، خارج شده‏اید.» (59)

بگو: «آیا شما را از کسانی که موقعیت و پاداششان نزد خدا برتر از این است، با خبر کنم؟ کسانی که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، و مورد خشم قرار داده، (و مسخ کرده،) و از آنها، میمونها و خوکهایی قرار داده، و پرستش بت کرده‏اند; موقعیت و محل آنها، بدتر است; و از راه راست، گمراهترند. » (60)

هنگامی که نزد شما می‏آیند، می‏گویند: «ایمان آورده‏ایم!» (اما) با کفر وارد می‏شوند، و با کفر خارج می‏گردند; و خداوند، از آنچه کتمان می‏کردند، آگاهتر است! (61)

بسیاری از آنان را می‏بینی که در گناه و تعدی، و خوردن مال حرام، شتاب می‏کنند! چه زشت است کاری که انجام می‏دادند! (62)

چرا دانشمندان نصاری و علمای یهود، آنها را از سخنان گناه‏آمیز و خوردن مال حرام، نهی نمی‏کنند؟! چه زشت است عملی که انجام می‏دادند! (63)

و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است; هرگونه بخواهد، می‏بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت; و برای فساد در زمین، تلاش می‏کنند; و خداوند، مفسدان را دوست ندارد. (64)

و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می‏بخشیم; و آنها را در باغهای پرنعمت بهشت، وارد می‏سازیم. (65)

و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده ( قرآن) برپا دارند، از آسمان و زمین، روزی خواهند خورد; جمعی از آنها، معتدل و میانه‏رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می‏دهند. (66)

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‏ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‏دارد; و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی‏کند. (67)

ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، (نه تنها مایه بیداری آنها نمی‏گردد، بلکه) بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‏افزاید. بنابر این، از این قوم کافر، (و مخالفت آنها،) غمگین مباش! (68)

آنها که ایمان آورده‏اند، و یهود و صابئان و مسیحیان، هرگاه به خداوند یگانه و روز جزا، ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین خواهند شد. (69)

ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم; و رسولانی به سوی آنها فرستادیم; (ولی) هر زمان پیامبری حکمی بر خلاف هوسها و دلخواه آنها می‏آورد، عده‏ای را تکذیب می‏کردند; و عده‏ای را می‏کشتند. (70)

گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود! از این‏رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند; سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند; و خداوند، به آنچه انجام می‏دهند، بیناست. (71)

آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است‏»، بیقین کافر شدند، (با اینکه خود) مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است; و جایگاه او دوزخ است; و ستمکاران، یار و یاوری ندارند. (72)

آنها که گفتند: «خداوند، یکی از سه خداست‏» (نیز) بیقین کافر شدند; معبودی جز معبود یگانه نیست; و اگر از آنچه می‏گویند دست بر ندارند، عذاب دردناکی به کافران آنها (که روی این عقیده ایستادگی کنند،) خواهد رسید. (73)

یا به سوی خدا بازنمی‏گردند، و از او طلب آمرزش نمی‏کنند؟ (در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است. (74)

مسیح فرزند مریم، فقط فرستاده (خدا) بود; پیش از وی نیز، فرستادگان دیگری بودند، مادرش، زن بسیار راستگویی بود; هر دو، غذا می‏خوردند; (با این حال، چگونه دعوی الوهیت مسیح و پرستش مریم را دارید؟!) بنگر چگونه نشانه را برای آنها آشکار می‏سازیم! سپس بنگر چگونه از حق بازگردانده می‏شوند! (75)

بگو: «آیا جز خدا چیزی را می‏پرستید که مالک سود و زیان شما نیست؟! و خداوند، شنوا و داناست.» (76)

بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلو (و زیاده روی) نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهای جمعیتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!» (77)

کافران بنی اسرائیل، بر زبان داوود و عیسی بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می‏نمودند. (78)

آنها از اعمال زشتی که انجام می‏دادند، یکدیگر را نهی نمی‏کردند; چه بدکاری انجام می‏دادند! (79)

بسیاری از آنها را می‏بینی که کافران (و بت‏پرستان) را دوست می‏دارند (و با آنها طرح دوستی می‏ریزند); نفس (سرکش) آنها، چه بد اعمالی از پیش برای (معاد) آنها فرستاد! که نتیجه آن، خشم خداوند بود; و در عذاب (الهی) جاودانه خواهند ماند. (80)

و اگر به خدا و پیامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ایمان می‏آوردند، (هرگز) آنان ( کافران) را به دوستی اختیار نمی‏کردند; ولی بسیاری از آنها فاسقند. (81)

بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت; و نزدیکترین دوستان به مؤمنان را کسانی می‏یابی که می‏گویند: «ما نصاری هستیم‏»; این بخاطر آن است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند; و آنها (در برابر حق) تکبر نمی‏ورزند. (82)

و هر زمان آیاتی را که بر پیامبر (اسلام) نازل شده بشنوند، چشمهای آنها را می‏بینی که (از شوق،) اشک می‏ریزد، بخاطر حقیقتی که دریافته‏اند; آنها می‏گویند: «پروردگارا! ایمان آوردیم; پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس! (83)

چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسیده است، ایمان نیاوریم، در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد؟!» (84)

خداوند بخاطر این سخن، به آنها باغهایی از بهشت پاداش داد که از زیر درختانش، نهرها جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند; و این است جزای نیکوکاران! (85)

و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، همانها اهل دوزخند. (86)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد. (87)

و از نعمتهای حلال و پاکیزه‏ای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید! و از (مخالفت) خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید! (88)

خداوند شما را بخاطر سوگندهای بیهوده (و خالی از اراده،) مؤاخذه نمی‏کند; ولی در برابر سوگندهایی که (از روی اراده) محکم کرده‏اید، مؤاخذه می‏نماید. کفاره این‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده خود می‏دهید; یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر; و یا آزاد کردن یک برده; و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‏گیرد; این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‏کنید (و مخالفت می‏نمایید). و سوگندهای خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‏کند، شاید شکر او را بجا آورید! (89)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعی بخت‏آزمایی )، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید! (90)

شیطان می‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهی اکید،) خودداری خواهید کرد؟! (91)

اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، (مستحق مجازات خواهید بود; و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است). (92)

بر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، گناهی در آنچه خورده‏اند نیست; (و نسبت به نوشیدن شراب، قبل از نزول حکم تحریم، مجازات نمی‏شوند;) اگر تقوا پیشه کنند، و ایمان بیاورند، و اعمال صالح انجام دهند; سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند; سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند. و خداوند، نیکوکاران را دوست می‏دارد. (93)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! خداوند شما را به چیزی از شکار که (به نزدیکی شما می‏آید، بطوری که) دستها و نیزه‏هایتان به آن می‏رسد، می‏آزماید; تا معلوم شود چه کسی باایمان به غیب، از خدا می‏ترسد; و هر کس بعد از آن تجاوز کند، مجازات دردناکی خواهد داشت. (94)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! در حال احرام، شکار نکنید، و هر کس از شما عمدا آن را به قتل برساند، باید کفاره‏ای معادل آن از چهارپایان بدهد; کفاره‏ای که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند; و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد; یا (به جای قربانی،) اطعام مستمندان کند; یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده، ولی هر کس تکرار کند، خدا از او انتقام می‏گیرد; و خداوند، توانا و صاحب انتقام است. (95)

صید دریا و طعام آن برای شما و کاروانیان حلال است; تا (در حال احرام) از آن بهره‏مند شوید; ولی مادام که محرم هستید، شکار صحرا برای شما حرام است; و از (نافرمانی) خدایی که به سوی او محشور می‏شوید، بترسید! (96)

خداوند، کعبه -بیت الحرام- را وسیله‏ای برای استواری و سامان بخشیدن به کار مردم قرار داده; و همچنین ماه حرام، و قربانیهای بی‏نشان، و قربانیهای نشاندار را; این‏گونه احکام (حساب شده و دقیق،) بخاطر آن است که بدانید خداوند، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، می‏داند; و خدا به هر چیزی داناست. (97)

بدانید خدا دارای مجازات شدید، و (در عین حال) آمرزنده و مهربان است. (98)

پیامبر وظیفه‏ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد; (و مسؤول اعمال شما نیست). و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می‏دارید می‏داند. (99)

بگو: «(هیچ‏گاه) ناپاک و پاک مساوی نیستند; هر چند فزونی ناپاکها، تو را به شگفتی اندازد! از (مخالفت) خدا بپرهیزید ای صاحبان خرد، شاید رستگار شوید! (100)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‏کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‏شود; خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)

جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند; و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید.) (102)

خداوند هیچ‏گونه «بحیره‏» و «سائبه‏» و «وصیله‏» و «حام‏» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‏دانستند; و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‏بندند; و بیشتر آنها نمی‏فهمند! (103)

و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‏گویند: «آنچه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است!»; آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‏دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‏کنند)؟! (104)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته‏اید، گمراهی کسانی که گمراه شده‏اند، به شما زیانی نمی‏رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست; و شما را از آنچه عمل می‏کردید، آگاه می‏سازد. (105)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد; یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، (و در آن جا مسلمانی نیافتید،) دو نفر از غیر خودتان را به گواهی بطلبید، و اگر به هنگام ادای شهادت، در صدق آنها شک کردید، آنها را بعد از نماز نگاه می‏دارید تا سوگند یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هر چند در مورد خویشاوندان ما باشد! و شهادت الهی را کتمان نمی‏کنیم، که از گناهکاران خواهیم بود!» (106)

و اگر اطلاعی حاصل شود که آن دو، مرتکب گناهی شده‏اند (و حق راکتمان کرده‏اند)، دو نفر از کسانی که نسبت به میت، اولی هستند، به جای آنها قرار می‏گیرند، و به خدا سوگند یاد می‏کنند که: «گواهی ما، از گواهی آن دو، به حق نزدیکتر است! و ما تجاوزی نکرده‏ایم; که اگر چنین کرده باشیم، از ظالمان خواهیم بود!» (107)

این کار، نزدیکتر است به اینکه گواهی بحق دهند، (و از خدا بترسند،) و یا (از مردم) بترسند که (دروغشان فاش گردد، و) سوگندهایی جای سوگندهای آنها را بگیرد. از (مخالفت) خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید! و خداوند، جمعیت فاسقان را هدایت نمی‏کند. (108)

(از) روزی (بترسید) که خداوند، پیامبران را جمع می‏کند، و به آنها می‏گوید: «(در برابر دعوت شما،) چه پاسخی به شما داده شد؟»، می‏گویند: «ما چیزی نمی‏دانیم; تو خود، از همه اسرار نهان آگاهی.» (109)

(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: «یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با» روح القدس «تقویت کردم; که در گاهواره و به هنگام بزرگی، با مردم سخن می‏گفتی; و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم; و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می‏ساختی، و در آن می‏دمیدی، و به فرمان من، پرنده‏ای می‏شد; و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‏دادی; و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده می‏کردی; و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم; در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!» (110)

و (به یاد آور) زمانی را که به حواریون وحی فرستادم که: «به من و فرستاده من، ایمان بیاورید!; س‏ذللّه آنها گفتند: «ایمان آوردیم، و گواه باش که ما مسلمانیم!» (111)

در آن هنگام که حواریون گفتند: «ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می‏تواند مائده‏ای از آسمان بر ما نازل کند؟» او (در پاسخ) گفت: «از خدا بپرهیزید اگر با ایمان هستید!» (112)

گفتند: «(ما نظر بدی نداریم،) می‏خواهیم از آن بخوریم، و دلهای ما (به رسالت تو) مطمئن گردد; و بدانیم به ما راست گفته‏ای; و بر آن، گواه باشیم.» (113)

عیسی بن مریم عرض کرد: «خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده‏ای بر ما بفرست! تا برای اول و آخر ما، عیدی باشد، و نشانه‏ای از تو; و به ما روزی ده! تو بهترین روزی دهندگانی!» (114)

خداوند (دعای او را مستجاب کرد; و) فرمود: «من آن را بر شما نازل می‏کنم; ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار پوید)، او را مجازاتی می‏کنم که احدی از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!» (115)

و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‏گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‏دانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی; و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (116)

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم; (به آنها گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی; و تو بر هر چیز، گواهی! (117)

(با این حال،) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند); و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی! (نه کیفر تو نشانه بی‏حکمتی است، و نه بخشش تو نشانه ضعف!)»(118)

خداوند می‏گوید: «امروز، روزی است که راستی راستگویان، به آنها سود می‏بخشد; برای آنها باغهایی از بهشت است که نهرها از زیر (درختان) آن می‏گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن می‏مانند; هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند; این، رستگاری بزرگ است!» (119)

حکومت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، از آن خداست; و او بر هر چیزی تواناست. (120)