بلاگ
بلاگ

بلاگ

مزمور بیست ویکم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید

2.                 ای خد.اوند در قوت تو پادشاه شادی می‌کند، و در نجات تو چه بسیار به وجد خواهند آمد

3.                 مراد دل او را به وی بخشیدی، و مسئلت زبانش را از او دریغ نداشتی سلاه

4.                 زیرا به برکات نیکو بر مراد او سبقت جستی، تاجی از زر خالص بر سر وی نهادی

5.                 حیات را از تو خواست و آن را به وی دادی، و طول ایام را تا به ابد

6.                 جلال او به سبب نجات تو عظیم شده، شکوه و حشمت را بر او نهاده‌ای

7.                 زیرا او را مبارک ساخته‌ای تا به ابد، به حضور خود، او را بی‌نهایت شادمان گردانیده‌ای

8.                 زیرا که پادشاه بر خد.اوند توکل می‌دارد، و به فضل الهی لغزش نخواهد خورد

9.                 دست تو همة دشمنانت را خواهد گرفت، یمین تو آنانی را که از تو نفرت دارند خواهد دریافت

10.            در وقت غضب خود ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت، خد.اوند ایشان را در خشم خود خواهد بلعید، و آتش ایشان را خواهد سوزانید

11.            ثمرة ایشان را از زمین هلاک خواهی ساخت، و ذریت ایشان را از میان بنی‌آدم

12.            زیرا قصد بدی برای تو کردند، و فریب‌هایی را اندیشیدند که آن را نتوانستند بجا آورند

13.            زیرا که ایشان را روگردان خواهی ساخت، بر زه‌های خود تیرها را به روی ایشان نشان خواهی گرفت

14.            ای خد.اوند در قوت خود متعال شو، جبروت تو را ترنم و تسبیح خواهیم خواند

File:King David (Król Dawid) in Święta Lipka.jpg

مزمور بیست و دوم

1.                 برای سالار مغنیان بر اَیِلِت هَشَحَر مزمور داوید

2.                 ای خد.ای من ای خد.ای من چرا مرا ترک کرده‌ای، و از نجات من و فریاد سخنانم دور هستی

3.                 ای خد.ای من در روز می‌خوانم و مرا اجابت نمی‌کنی، در شب نیز و من را خاموشی نیست

4.                 و اما تو قدوس هستی، ای که دائم مورد ستایش (بنی) اسرائیل می‌باشی

5.                 پدران ما بر تو توکل داشتند، ‌بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی

6.                 نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند، بر تو توکل داشتند پس خجل نشدند

7.                 و اما من کِرم هستم و انسان نی، عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدة قوم

8.                 هر که من را بیند به من استهزاء می‌کند، لب‌های خود را باز می‌کنند و سرهای خود را می‌جنبانند (و می‌گویند)

9.                 بر خد.اوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد، او را برهاند چون که به وی رغبت می‌دارد

10.            زیرا که تو من را از شکم بیرون آوردی، وقتی که بر آغوش مادر خود بودم من را مطمئن ساختی

11.            با عنایت تو از رَحِم خارج شدم، از شکم مادرم، خد.ای من تو هستی

12.            از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است، و کسی نیست که مدد کند

13.            گاوان نرِ بسیار دَور من را گرفته‌اند، زورمندان باشان من را احاطه کرده‌اند

14.            دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درندة غرّان

15.            مثل آب ریخته شده‌ام، و همة‌استخوان‌هایم از هم گسیخته، دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است

16.            قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده، و من را به خاک نیستی نهاده‌ای

17.            زیرا سگان دور من را گرفته‌اند، جماعت اشرار من را احاطه کرده، دست‌ها و پای‌هایم من را مثل شیر می‌شکنند

18.            همة استخوان‌های خود را می‌شمارم، ایشان به من چشم دوخته می‌نگرند

19.            رخت من را در میان خود تقسیم کردند، و بر لباس من قرعه انداختند

20.            اما تو ای خد.اوند دور مباش، ای قوت من برای نصرت من شتاب کن

21.            جان من را از شمشیر خلاص کن، و یگانة من را از دست سگان

22.            من را از دهان شیر خلاصی ده، ای که از میان شاخ‌های گاو وحشی من را اجابت کرده‌ای

23.            نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد، در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند

24.            ای ترسندگان خد.اوند او را حمد گویید، تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید، و جمیع ذریت اسرائیل از وی بترسید

25.            زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده، و روی خود را از او نپوشانیده است، و چون نزد وی فریاد برآورد او را اجابت می‌فرماید

26.            تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است، نذرهای خود را به حضور ترسندگان او ادا خواهم نمود

27.            بردباران غذا خورده سیر خواهند شد، و طالبان خد.اوند او را تسبیح خواهند خواند، و دل‌های شما تا به ابد زنده خواهد بود

28.            تمامی کران‌های زمین متذکر شده، به سوی خد.اوند بازگشت خواهند نمود، و همة قبایل امت‌ها به حضور تو سجده خواهند کرد

29.            زیرا سلطنت از آن خد.اوند است، و او بر امت‌ها مسلط است

30.            همة متمولانِ زمین غذا خورده خمیده خواهند شد، و به حضور وی هر که به ‌خاک فرو می‌رود سجده خواهد نمود، و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت

31.            (ولی) ذریتی که او را عبادت کنند، و دربارة‌ خد.اوند نسل بعد را اعلام خواهند نمود

32.            ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد، قومی متولد خواهند شد که او این را کار کرده است

مزمور بیست و سوم

1.                 مزمور داوید، خد.اوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود

2.                 در مرتع‌های سبز من را می‌خواباند، نزد آب‌های آرام من را رهبری می‌کند

3.                 جان من را بر می‌گرداند، و به خاطر نام خود به راه‌های عدالت هدایتم می‌نماید

4.                 چون در وادی سایة موت نیز راه روم، از هجوم بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی، عصا و چوب‌دستی تو من را تسلی خواهد داد

5.                 سفره‌ای برای من به حضور دشمنانم می‌گسترانی، سر من را به روغن تدهین کرده‌ای، و کاسه‌ام لبریز شده است

6.                 هر آینه نیکوئی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود، و در خانة خد.اوند تا درازای عمر ساکن خواهم بود

مزمور بیست و چهارم

1.                 مزمور داوید زمین و پری آن از آنِ خد.اوند است، ربع مسکون و ساکنان آن

2.                 زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد، و آن را بر نهرها ثابت گردانید

3.                 کیست که به کوه خد.اوند برآید، و کیست که به مکان قدس او ساکن شود

4.                 او که پاک دست و صاف دل باشد، که نام من را بیهوده بر زبان جاری نسازد و قسم دروغ نخورد

5.                 او برکت را از خد.اوند خواهد یافت، و عدالت را از خد.ای نجات دهندة خود

6.                 این است طبقة طالبان او، طالبان روی تو ای (خد.ای) یعقوب سلاه

7.                 ای دروازه‌‌ها سرهای خود را برافرازید، ای درهای ابدی برافراشته شوید، تا پادشاه صاحب جلال داخل شود

8.                 ای پادشاه صاحب جلال کیست، خد.اوند قدیر و قدرتمند، خد.اوند که در جنگ قدرتمند است

9.                 ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید، ای درهای ابدی برافرازید، تا پادشاه صاحبت جلال داخل شود

10.            این پادشاه صاحب جلال کیست، خد.اوند صِوااُت پادشاه صاحب جلال اوست سلاه

File:David, Donatello, ca. 1408, Bargello Florenz-06.jpg

/מִ זְמוֹר 6 /

א) לַ מ ְ נַצּ ַ ֵ ח בּ ִ נְ גִ ינוֹת, עַ ל-הַ שּׁ ְ מ ִ ינִ ית; מ ִ זְ מוֹר ל ְ דָ וִ ד. ב) יְ הוָה, אַל- בּ ְ אַפּ ָ ְ ך תוֹכ ִ יחֵ נִ י; וְ אַל- בַּ חֲ מָ תָ ְ ך ת ְ יַסּ ְ רֵ נִ י. ג) חָ נֵּנִ י יְ הוָה, כּ ִ י אֻ מ ְ לַ ל-אָנִ י: ר ְ פָ אֵ נִ י יְ הוָה-- כּ ִ י נִ ב ְ הֲ לוּ עֲצָ מָ י

ד) וְ נַפ ְ שׁ ִ י, ְנִ בהֲ לָ ה מ ְ אֹד; ואת (וְ אַתָּ ה) יְ הוָה, עַ ד- מָ תָ י. ה) שׁוּבָ ה יְ הוָה, חַ לּ ְ צָ ה נַפ ְ שׁ ִ י; הוֹשׁ ִ יעֵ נִ י, ל ְ מַ עַ ן חַ ס ְ דּ ָ ֶ ך. ו) כּ ִ י אֵ ין בַּ מָּ וֶת זִ כ ְ ר ָ ֶ ך; בּ ִ שׁ ְ אוֹל, מ ִ י יוֹדֶ ה-לּ ְ ָ ך. ז) יָגַע ְ תּ ִ י, בּ ְ אַנְ חָ ת ִ י--אַשׂ ְ חֶ ה ב ְ כָ ל-לַ יְ לָ ה, מ ִ טּ ִ ָ תי; בּ ְ ד ִ מ ְ עָ ת ִ י, עַ ר ְ שׂ ִ י אַמ ְ סֶ ה. ח) עָ שׁ ְ שָׁ ה מ ִ כַּ עַ ס עֵ ינִ י; עָ ת ְ קָ ה, בּ ְ כָ ל-צוֹר ְ רָ י. ט) סוּרוּ מ ִ מֶּ נִּ י, כָּ ל-פֹּעֲלֵ י אָוֶן: כּ ִ י-שָׁ מַ ע יְ הוָה, קוֹל בּ ִ כ ְ יִ י. י) שָׁ מַ ע יְ הוָה, תּ ְ ח ִ נָּת ִ י; יְ הוָה, תּ ְ פ ִ לָּ ת ִ י יִ קָּ ח. יא) יֵבֹשׁוּ, וְ יִ בָּ הֲ לוּ מ ְ אֹד-- כָּ ל-אֹיְ בָ י; יָשֻׁ בוּ, יֵבֹשׁוּ רָ גַע.

King David | Art UK